«آخرین نامه»؛ روایت پیوند خاطره و مقاومت در زندگی یک زن مبارز
فیلم کوتاه «آخرین نامه» ساخته سینمای زنان روژاوا، با روایت رابطه مادر و دختر و مواجهه با فقدان، به جنبه انسانی زندگی مبارزان یگانهای مدافع زنان (ی.پ.ژ)میپردازد.
سورگل شيخو
قامشلو- میان خاطرات مادر، درد فقدان و اراده برای ادامهدادن، فیلم کوتاه «آخرین نامه» داستان مبارزی را روایت میکند که در خاطرهای، انگیزهای برای ادامه مسیر مییابد. این اثر سینمایی تلاشی از سوی سینمای زنان روژاوا برای ادای احترام به مبارزان یگانهای مدافع زنان (ی.پ.ژ)است.
سینمای زنان روژاوا در تجربهای سینمایی که خاطره، فقدان و اراده زندگی را در هم میآمیزد، فیلم کوتاه «آخرین نامه» را ارائه میکند؛ اثری که بر جنبه انسانی زندگی مبارزان یگانهای مدافع زنان تمرکز دارد.
دو داستان و یک پیام
سیلوا احمد، کارگردان فیلم کوتاه «آخرین نامه»، توضیح داد که ایده اولیه او بهتدریج گسترش یافت و به فیلمنامهای سینمایی تبدیل شد و سپس در قالب اثری کوتاه با نگاهی انسانی شکل گرفت. او درباره تجربه نخست خود در پروژه سینمای زنان گفت:
«هر یک از مبارزان یگانهای مدافع زنان (ی.پ.ژ)داستان خاص خود را دارند و با چالشها و دشواریهای متفاوتی روبهرو هستند. هرکدام از آنها همچنین خاطرهای و پیامی دارند که از آنها نیرو میگیرند و مسیرشان را ادامه میدهند. ایده من بر مبارزانی متمرکز نبود که به میدان نبرد میروند و سپس جان خود را از دست میدهند؛ بلکه میخواستم داستان متفاوتی روایت کنم و زندگی مبارزی را به تصویر بکشم که مبارزه خود را ادامه میدهد و از خاطرهای نیرو و انگیزه میگیرد تا به راهش ادامه دهد.»
او اشاره کرد که فیلمنامه این اثر که نوشته و تصویربرداری شده، بر دو داستان و یک پیام محوری استوار است و هر داستان بُعد ویژه خود را دارد.
به گفته او، «داستان نخست بر پافشاری برای ادامه مسیر با وجود دشواریها تأکید دارد و داستان دوم به چگونگی پایبندی به زندگی و ادامهدادن آن در فضای جنگ و درگیری میپردازد.»
«سینمای زنان مانند کندوی زنبور برای اهدای هدیهای به یگانهای مدافع زنان تلاش میکند»
سیلوا احمد با اشاره به اینکه فیلم کوتاه «آخرین نامه» پیامی از قدردانی و سپاس از مبارزان یگانهای مدافع زنان است، گفت این اثر هدیهای نمادین به شمار میرود که فداکاریها و تلاشهای مستمر آنها در طول سالها و در مواجهه با جنگها و نبردها را به رسمیت میشناسد.
او درباره تجربه کار گروهی گفت:«با دشواریهای زیادی روبهرو شدیم، اما لذت این تجربه بسیار بیشتر بود. این نخستین اثری است که بهعنوان گروه سینمای زنان با همکاری یکدیگر تولید میکنیم. همکاری و همبستگی میان زنان، احساس متفاوتی از آرامش و هماهنگی به من داد. دیدم که همه با روحیهای مشترک کار میکنند و نهایت تلاش خود را به کار میگیرند تا این فیلم کوتاه را به بهترین شکل ممکن بسازند؛ درست مانند کندوی زنبور که در آن، تلاشهای همه برای انجام یک کار با یکدیگر هماهنگ میشود.»
«تلاش میکنیم فیلم کوتاه خود را در جشنواره به نمایش بگذاریم»
سیلوا احمد اعلام کرد که مراحل پایانی آمادهسازی فیلم کوتاه رو به اتمام است و گروه سازنده با شتاب در تلاش است تا مراحل فنی را تکمیل کند و پیش از آغاز ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم روژاوا، فیلم را برای نمایش آماده سازد.
او افزود: «مدت فیلم کوتاه «آخرین نامه» هفت دقیقه است و اکنون در مرحله تدوین و اصلاح رنگ قرار دارد. انتظار میرود بهزودی برای نمایش آماده شود. سخت تلاش میکنیم فیلم را پیش از آغاز ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم روژاوا به پایان برسانیم تا بتوانیم در آن شرکت کنیم. نخستین نمایش فیلم کوتاه ما در همین جشنواره خواهد بود.»
«تجسم شخصیت نوژیان تأثیر عمیقی بر من گذاشت»
سیودا حمو نخستین تجربه بازیگری خود را در این فیلم کوتاه به دست آورده و یکی از نقشهای اصلی آن را ایفا میکند. او درباره آغاز فعالیتش در این عرصه گفت: «هرگز تصور نمیکردم روزی بتوانم در یک اثر سینمایی بازی کنم. پس از سالها آوازخوانی روی صحنه، امروز نخستین تجربه خود را در برابر دوربین پشت سر میگذارم. بااینحال، تصمیم گرفتم نقشی را که به من سپرده شده بود، به بهترین شکل ممکن ایفا کنم. پس از پایان فیلمبرداری متوجه شدم استعدادی پنهان دارم که پیش از این از وجودش آگاه نبودم.»
سیودا حمو درباره تأثیر شخصیت نوژیان بر خود و ابعاد انسانی و روانی این نقش توضیح داد: «نوژیان در درون خود اندوه عمیقی داشت؛ اندوهی که از نگرانی همیشگیاش برای مادر بیمار خود ناشی میشد. بااینحال، احساساتش را به اطرافیان نشان نمیداد و دردش را در اعماق وجودش نگه میداشت. سرانجام مادرش را از دست میدهد، اما مادر خاطرهای از خود به جا میگذارد که همچنان در زندگی او حضور دارد.»
او ادامه داد: «نوژیان از طریق این خاطره، امید خود را بازیابی میکند و به ژاکت پشمیای بازمیگردد که مادرش در روزهای پایانی زندگی برای او میبافت، اما پیش از آنکه بتواند آن را تمام کند، از دنیا میرود. نوژیان نخ پشمی و میلهای بافتنی را به دست میگیرد و کاری را که مادرش آغاز کرده بود، ادامه میدهد تا ژاکت را به پایان برساند.
غرقشدن در این جزئیات انسانی و به تصویر کشیدن آنها در برابر دوربین، تجربهای استثنایی و متفاوت برای من بود و احساس میکنم تأثیر آن تا مدتها در زندگیام باقی خواهد ماند.»
سیودا حمو همچنین از اشتیاق خود برای تماشای فیلم روی پرده سینما سخن گفت و درباره اهداف آیندهاش در عرصه بازیگری اظهار داشت: «آرزو دارم به بازیگری حرفهای و توانمند در دنیای سینما تبدیل شوم و نقشهای اصلی فیلمها را ایفا کنم؛ چه در سطح كوردستان و چه در منطقه خاورمیانه.»