در تکاپوی زمستان؛ زنان روستایی وان، ستون اصلی معیشت خانواده

در روستاهای وان، فصل کار تابستانی زنان رو به پایان است و تدارک زمستان نیز آرام‌آرام سامان می‌گیرد. زنانی که بیشترین بار کارهای روستا را بر دوش می‌کشند، سفره‌هایشان را با فراورده‌هایی می‌چینند که با دسترنج خود فراهم کرده‌اند.

ممیهان هیلبین زیدان

وان - زنان در همه‌ی عرصه‌های زندگی زحمت می‌کشند و بار اصلی تأمین معاش خانواده را بر دوش دارند، اما این بار در روستاها به‌مراتب سنگین‌تر است. زن روستایی با بهره‌گیری از مواهب طبیعت و تکیه بر دسترنج خود، چرخ زندگی را می‌گرداند. با آنکه طبیعت آرام‌آرام به خواب زمستانی می‌رود، کار زنان روستا تازه آغاز می‌شود. چیدن سبزی‌های کوهی، دوشیدن شیر، تهیه‌ی پنیر و ماست و کره و سرشیر، پختن نان و کاشتن باغچه، همه بر عهده‌ی زنان است.

زنان روستا با فرارسیدن پاییز، تدارک زمستان را آغاز می‌کنند. آنان بخشی از فراورده‌هایشان را برای مصرف خانواده کنار می‌گذارند و بخشی دیگر را می‌فروشند. مقبوله سموی ۶۲ساله یکی از همین زنان پرتلاش است. این مادر هشت فرزند که در روستای ساک از توابع شاک (چاتاک) زندگی می‌کند، پنجاه سال است که دوشیدن گوسفندان را در ییلاق‌های کوهستانی بر عهده دارد. او را هنگام بازگشت از ییلاقی دیدیم که برای دوشیدن گوسفندان به آنجا رفته بود. همان‌طور که شیر تازه‌دوشیده را صاف می‌کرد و برای جوشاندن آماده می‌شد، از کارهای روزانه‌اش برایمان گفت: «مردها هم کار می‌کنند، اما بار اصلی بر دوش زنان است.»

 

«کار سختی است، اما نان‌مان از همین است»

به گفته‌ی مقبوله سمو، کار روستا با آمدن بهار آغاز می‌شود، زمانی که زنان برای دوشیدن گوسفندان راهی ییلاق می‌شوند و سبزی‌های کوهی را می‌چینند. او می‌گوید: «سبزی‌هایی را که می‌چینیم و پنیری را که از شیر گوسفندان درست می‌کنیم، می‌فروشیم. بله، کار خیلی سختی است، اما درآمدمان از همین راه است. گوسفند برای ما گنج است. از شیرش کره، پنیر، ماست و سرشیر درست می‌کنیم. نزدیک پنجاه سال است که کارم دوشیدن گوسفند در ییلاق است. با آمدن بهار، کارهای روستا سنگین‌تر می‌شود.»

 

«پاییز هم سخت می‌گذرد»

کار زنان در پاییز هم تمامی ندارد. مقبوله سمو می‌گوید: «پاییز هم سخت می‌گذرد. گردو چیدن و برداشت عسل از کارهای پاییز است. عسل را هم می‌فروشیم. هرچه با دسترنجمان تولید کنیم، خرج زندگی‌مان را از همان درمی‌آوریم. ماست و پنیر زمستان را از همین حالا آماده می‌کنیم. زمستان‌ها دیگر برای دوشیدن شیر به ییلاق نمی‌رویم.»

مقبوله سمو زمستان‌های روستایشان را دشوار توصیف می‌کند. او با اشاره به برفی که بر ستیغ کوه‌ها نشسته است، توضیح می‌دهد که چون روستا در منطقه‌ای کوهستانی قرار دارد، از همین حالا رفت‌وآمد در راه ییلاق برای دوشیدن گوسفندان سخت شده است. او در ادامه می‌گوید: «یک ماه دیگر فصل شیردوشی در ییلاق تمام می‌شود. با آمدن زمستان، بیشتر کارها هم به پایان می‌رسد.»

 

«کاش هیچ‌کس به شهرها نمی‌رفت»

مقبوله سمو زندگی در روستا را با همه‌ی سختی‌هایش زیبا می‌داند. او می‌گوید در شهر سفره را با خریدنی‌ها می‌چینند، اما هرچه بر سر سفره‌ی آنهاست، حاصل دسترنج خودشان است. رضایتش از زندگی روستایی را در یک جمله خلاصه می‌کند: «کاش هیچ‌کس به شهرها نمی‌رفت.» به گفته‌ی او، میوه و سبزی را هم خودشان می‌کارند و نیازی ندارند چیزی از بیرون بخرند.

مقبوله سمو در پایان، بار اصلی کارهای روستا را بر دوش زنان می‌داند و می‌گوید: «البته مردها هم کار می‌کنند، اما نه به اندازه‌ی ما. وقتی برای درو کردن علوفه می‌روند، باز هم غذایشان را ما درست می‌کنیم. کار زنان خیلی بیشتر است.»