نوروز در چنگال گرانی؛ کسادی بازار، تغییر رسوم، خشم عمومی
با فرا رسیدن نوروز، بازارها که روزگاری مملو از خریداران بودند، امسال با کسادی کمسابقهای مواجه شدهاند. تورم بیسابقه، گرانی سرسامآور و کاهش توان خرید، نهتنها سفرههای نوروزی را کوچکتر کرده بلکه بسیاری از رسوم دیرینه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

ویان مهرپرور
مهاباد- نوروز برای بسیاری از ایرانیان دورهای خاص و زمانی برای هم نشینی و نو شدن است. بر اساس رسوم، هر ساله در چند قدمی نوروز بازارها با جمعیت کثیری از خریدار پر میشود اما امسال گرانترین نوروز برای ساکنان جغرافیای ایران رقم خورده است. گرانی که از سفرهها فراتر رفته و روال بازار و رسوم جامعه را نیز تغییر داده است.
بازارهای کساد
اواخر اسفند تا روز ۱۳ فروردین همواره شلوغترین زمان سال است. مردم برای خرید کالاهای ضروری و غیرضروری به بازارها میروند اما امسال، بازارهای نوروزی جلوهای متفاوت به خود گرفتهاند؛ خریداران با قیمتهای نجومی مواجهاند و فروشندگان از کسادی بیسابقهی بازار گلایه دارند.
شراره.خ ، یکی از فروشندگان لباس در بازارچه مهاباد، از شلوغی بازار و کاهش توان خرید مردم میگوید: «مردم بیشتر تماشاچی هستند تا خریدار.» او که به امید فروش تعطیلات نوروزی اجناس مغازه را افزایش داده است، حالا با مشکل پرداخت چکها و اجاره مغازه روبهروست. در این میان بازارهایی که زمانی از مشهورترین مکانهای کسابت بودهاند حتی در این زمان مغازههایشان به دلیل افزایش اجاره بها و نبود مشتری، خالی شده است.
خریداران نوروزی هم از وضعیت موجود گلایه دارند. دلارام.ا ، کارمند آموزش و پرورش با حقوق ۱۲ میلیون تومان در ماه، از افزایش شدید قیمتها گلهمند است. او میگوید: «اینروزها بیشترین دغدغه تهیهی اجناس ضروری است زیرا قیمتها نسبت به درآمد بسیار بالا رفته است. برای مثال بهای یک جفت کفش بالای یک میلیون تومان است و این باعث می شود مردم برای خرید اولویتبندی کنند».
گرانی و تغییر رسوم
نوروز با خود رسوم گوناگونی دارد. از سفرههای پذیرایی تا خرید لباس نو، عیدی دادن و مسافرت که امسال در چنگال گرانی بیسابقه افتادهاند. سفرههای پذیرایی نوروز که غالبا با آجیل، شیرینی و میوه پر میشد امسال با چنین چینشی خداحافظی کرده است. افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی قیمت مواد خوراکی، خرید کیلویی شیرینی و میوه را به خرید دانهای تبدیل کرده است و برخی از میوهها همچون موز و آناناس به فروش نمیروند. در چنین شرایطی نیز انتظار میرود مهمانیها همچون گذشته برجا نماند. هیرو.ک یک زن ساکن بوکان در اینباره میگوید:« همه چیز بسیار گران است و یک مهمانی ساده چند میلیون تومان هزینه بر میدارد. دید و بازدیدها مثل گذشته نیست. اگر مهمانی و گشتوگذاری هم باشد مردم به شکل اشتراکی و دنگی خرید میکنند و دعوت برای شام و نهار بسیار کم شده است.»
خرید لباس نو نیز که از رسومات کهن فرا رسیدن بهار است اگرچه در سالهای گذشته کم شده بود اما امسال به کلی رنگباخت. لباسهای موجود در بازار قیمتهای میلیونی و کیفیت پایین دارند. این موضوع سبب شده است حتی افرادی که به لباس نیاز دارند ترجیح بدهند لباسهای قدیمی خود را ترمیم و قابل استفاده کنند. شببو.ل، یکی از این افراد است که شلوار قدیمی خود را با رنگ لباس، دوباره رنگ کرده است و دوخت اضافهی لباسهایی که به تنش تنگ است را باز کرده و از نو دوخته تا چند سانتی تغیر کند.
کیانا.ص نیز در مورد خرید لباس عید میگوید:« در گذشته با رسیدن نوروز، خرید لباس نو از شیرینترین تجربیات به ویژه برای کودکان بود اما در سالهای اخیر دیگر خرید عید مفهومی بجز عذاب گرانی ندارد.»
عیدی دادن هم که زمانی بسیار رایج بود امسال به آن شکل دیده نمیشود. بزرگترهای خانواده که زمانی اسکناس نو از لای قران برمیداشتند و در دست کودکان میگذاشتند امسال بجز جیب خالی چیزی ندارند همچنین عیدی دادن مانند رسم و تشریفاتهای خانوادگی نیز بسیاری را در تنگتای گرانی معذب کرده است. زلیخا.ب میگوید:« قرار بود برای عروسم بر طبق رسوم هدیه بخریم اما از عهدهاش بر نیامدیم.»
در این هیاهوی گرانی سفرهای نوروزی هم دستخوش تغییر شده است و بر اساس آمار بیش از 50 درصد رزرو هتل و بلیطها کاهش یافته است. سهیلا.ص میگوید:« سفر رفتن در این گرانی دیگر ممکن نیست، مگر آنکه در چادر بخوابیم و چیزی هم نخوریم.»
مسئولان رژیم در خواب
نو شدن سال، برای مردم مژدهی شادی بود. امسال اما، فشارهای اقتصادی سایهای از ناامیدی و خشم بر آنان افکنده است و مسئولان همچنان در خواب وهم آلود خود هستند. جمهوری اسلامی چند دهه است که اموال مردم را به غارت میبرد و سفرههای آنان را کوچکتر میکند. فساد و ناعدالتی حکومت امسال به نوروز رسیده است و اقشار مختلف جامعه را با واقعیت جمهوری اسلامی روبهرو کرده و خشم عمومی را برانگیخته است. سروه.و در این باره میگوید:« نوروز میتواند مژدهی آزادی و رهایی از ستم باشد. سالها سرکوب و استثمار را زندگی کردهایم و حالا بجز روحمان سفرههای خانه نیز به تنگ آمدهاند. به امید گذار از رژیم دیکتاتوری ایران، سال را تحویل کردیم و میدانیم تا نابودی سایهی سیاه دیکتاتور، بهبود شرایط فقط دروغی از جانب دولتمردان است.»