دوستی دو زن کورد در ماردین به کسب‌وکاری مشترک رسید

منیره آکسوی و انیسه اسن‌تکین با سرمایه‌ی خودشان در قوسر ماردین مغازه‌ای برای پخت نان محلی راه انداخته‌اند. این دو زن کورد با وجود فشار بحران اقتصادی، دوشادوش هم کار می‌کنند و از زنان می‌خواهند به استقلال اقتصادی برسند.

 

اکین ستِرک   

ماردین – منیره آکسوی و انیسه اسن‌تکین دو سال است که در قوسر، از شهرهای ماردین، مغازه‌ای کوچک را می‌گردانند و در آن گوزلمه می‌پزند. گوزلمه نانی نازک و تابه‌ای با مایه‌ای از گوشت چرخ‌کرده و سبزی است و در این منطقه غذایی سنتی به شمار می‌رود. این دو زن از صبح زود تا شب پای کارند و با وجود سختی‌های اقتصادی، با درآمد همین مغازه روی پای خود ایستاده‌اند. آنان بر اهمیت همبستگی و استقلال اقتصادی زنان تأکید می‌کنند و می‌خواهند زحمت زنان همیشه دیده شود.

زنان در طول تاریخ در همه‌ی عرصه‌های زندگی زحمت کشیده‌اند، اما این زحمت بیشتر وقت‌ها به چشم نیامده است. آنان در خانه، مزرعه و کارگاه تولید می‌کنند و نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی هم آنان را از کار باز نداشته است. بسیاری از زنان می‌کوشند با درآمد خودشان به استقلال اقتصادی برسند و در برابر نظام مردسالار به کسی وابسته نباشند. منیره  و اسن‌تکین نیز همین راه را در پیش گرفته‌اند. همه‌ی مراحل کار، از آماده کردن خمیر و پختن نان‌ها تا رساندن سفارش‌ها، با خود آنان است و درباره‌ی هر مرحله خودشان تصمیم می‌گیرند.

 

«روی پای خودمان ایستاده‌ایم»

 

 

منیره  پیش‌تر در روستا به کشاورزی مشغول بود. او ده سال پیش به قوسر آمد و مدتی خانه‌دار بود و به تربیت فرزندانش می‌پرداخت. سپس تصمیم گرفت کسب‌وکار خودش را راه بیندازد. منیره  گفت: «تنهایی در خانه حوصله‌ام را سر می‌برد. از خودم پرسیدم چه کاری از دستم برمی‌آید و همین کار به فکرم رسید. ایده‌ی باز کردن مغازه هم حاصل هم‌فکری من و دوستم بود. این کار برای ما گشایشی بود، چون حالا روی پای خودمان ایستاده‌ایم.»

آنان کار را با مغازه‌ای کوچک در محله آغاز کردند که نه برق داشت و نه آب. چهار ماه بعد، به‌خاطر همین کمبودها به جای بزرگ‌تری رفتند. منیره افزود: «مردم از کارمان استقبال کردند و همین ما را به فکر اجاره‌ی جایی بزرگ‌تر انداخت. گوزلمه غذایی اصیل و خوش‌طعم است که ریشه در سنت ما دارد و طرفداران زیادی هم دارد. در گذشته بیشتر پخته می‌شد. امروز گاهی زنانی که فرصت آشپزی ندارند، سفارش می‌دهند و ما برایشان آماده می‌کنیم.»

 

«زنان کار و درآمد خودشان را داشته باشند»

منیره پختن گوزلمه را از خانواده‌ی دوستش آموخته است و دوستی دیرینه‌ی آنان امروز به کسب‌وکاری مشترک رسیده است. او درباره‌ی این دوستی گفت: «آشنایی ما به سال‌ها پیش برمی‌گردد. گوسفند داشتیم و برای چرای گله به روستای آنان کوچ می‌کردیم و همان‌جا با هم آشنا شدیم. خانواده‌ی دوستم گوزلمه می‌پختند و من هم کنارشان این کار را آموختم. بعدها آنان به روستای ما آمدند و بیست سال آنجا زندگی کردند. پس از آن هر دو ساکن شهر شدیم و پنج‌شش سال در یک ساختمان همسایه بودیم.»

منیره بر اهمیت کار مستقل برای زنان تأکید کرد و گفت: «می‌خواهیم زنان خودشان کار و درآمدی داشته باشند و این مغازه را هم با همین انگیزه راه انداختیم. در گذشته کار کردن زن را عیب می‌دانستند و به ما اجازه‌ی کار نمی‌دادند. اما آن دوران گذشته و امروز هر زنی روی پای خودش ایستاده است.»

 

«گرانی کمرمان را شکسته است»

منیره از سختی کار روزانه‌شان هم گفت: «پهن کردن پی‌درپی خمیر، پختن نان‌ها و آماده کردن مواد کاری طاقت‌فرساست. تابستان‌هایی را پشت سر گذاشته‌ایم که تا شب در گرما کار می‌کردیم و حتی نمی‌توانستیم کولر را روشن کنیم. با این همه، این کار را دوست داریم و وقتی به کاری دل بسته باشی، سختی‌هایش به چشمت نمی‌آید.»

گرانی روزافزون نیز زندگی را بر آنان سخت کرده است. منیره مستأجر است و باید هزینه‌ی تحصیل فرزندانش را هم بپردازد. افزون بر اجاره‌ی مغازه، بالا رفتن قیمت مواد اولیه هم به کارشان فشار می‌آورد. او درباره‌ی این فشارها گفت: «بحران اقتصادی گذران زندگی را برایمان دشوار کرده است. همه‌چیز آن‌قدر گران شده که دیگر نمی‌توان چیزی را به‌اندازه‌ی نیاز خرید. از روغن و گوشت چرخ‌کرده تا جعفری و آرد و قبض برق، قیمت همه‌چیز سر به فلک کشیده و روزبه‌روز هم بالاتر می‌رود. گرانی کمرمان را شکسته، اما با همین کار سر می‌کنیم.»

به گفته‌ی منیره، نان‌های آنان افزون بر قوسر، در شهرهای دیگر هم مشتری دارد و خودشان سفارش‌ها را به دست مشتریان می‌رسانند. او در پایان سخنانش از همه خواست کار زنان را ببینند.

 

«همیشه پشت هم بوده‌ایم»

 

 

انیسه اسن‌تکین هم از شراکتش با منیره و سختی‌های کار گفت: «این مغازه را با هر زحمتی بود، با دوستم شریکی راه انداختیم. هر دو با همه‌ی سختی‌هایش به این کار دل بسته‌ایم. دو سال است که اینجا کار می‌کنیم و همیشه پشت هم بوده‌ایم. از صبح تا شب اینجا مشغولیم.»

خانه و مغازه‌ی هر دو اجاره‌ای است. انیسه افزود: «خرج زندگی‌مان به‌زحمت درمی‌آید. اجاره و قبض‌های مغازه و خانه‌هایمان فشار سنگینی بر ما می‌گذارد.»

 

«سنتی که نسل به نسل به ما رسیده»

برای انیسه، این کار تنها راه گذران زندگی نیست و سنتی است که نسل به نسل به آنان رسیده است. او در پایان گفت: «این کار را از سر علاقه انجام می‌دهیم و برایمان به سنتی بدل شده است. پیش‌تر جای دیگری کار می‌کردیم و پس از بستن آنجا، این مغازه را باز کردیم. آرزویمان این است که کار زنان همیشه دیده شود و زنان روی پای خودشان بایستند.»