تورم و سفره خانوار در ایران؛ جهش قیمت مواد غذایی و کاهش قدرت خرید کارگران
برآوردهای منتشرشده از سوی فعالان کارگری نشان میدهد هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری در پایان تابستان به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده است.
مرکز خبر - تورم بالا در ایران در پایان تابستان ۱۴۰۵، فشار بر هزینههای روزمره خانوار را افزایش داده است. دادههای بانک مرکزی نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه در شهریورماه به ۸۳.۸ درصد رسیده است؛ به این معنا که خانوارها برای خرید مجموعهای مشابه از کالاها و خدمات نسبت به شهریور سال گذشته، بهطور متوسط ۸۳.۸ درصد بیشتر هزینه کردهاند.
با این حال، فشار تورمی در همه بخشها یکسان نبوده است. بر اساس آمار بانک مرکزی، تورم نقطهبهنقطه کالاها در شهریور به ۱۱۸.۱ درصد رسیده، در حالی که این نرخ برای خدمات ۵۰.۹ درصد بوده است. این تفاوت نشان میدهد افزایش قیمت کالاهای مصرفی، بهویژه اقلامی که مستقیماً در سبد خرید خانوار قرار دارند، سهم مهمی در افزایش هزینه زندگی داشته است.
دادههای مرکز آمار نیز تصویر مشابهی از فشار بر بخش خوراکیها ارائه میکند. در شهریورماه، تورم نقطهبهنقطه گروه روغنها و چربیها به ۲۵۷.۵ درصد رسید. به بیان دیگر، قیمت این گروه نسبت به شهریور سال گذشته بیش از سه و نیم برابر شده است. تورم نقطهبهنقطه شیر، پنیر و تخممرغ نیز ۱۶۰.۶ درصد و گوشت قرمز و ماکیان ۱۲۸.۵ درصد اعلام شده است.
این ارقام اهمیت بیشتری پیدا میکنند وقتی در کنار درآمد خانوارهای کارگری قرار گیرند. کارگران و خانوارهای دارای درآمد ثابت امکان محدودی برای جبران افزایش هزینههای زندگی از طریق افزایش درآمد دارند و به همین دلیل، افزایش شدید قیمت کالاهای ضروری میتواند مستقیماً به کاهش قدرت خرید منجر شود.
برآوردهای منتشرشده از سوی فعالان کارگری نشان میدهد هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری در پایان تابستان به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده است. این رقم یک برآورد مستقل از هزینه زندگی است و نباید با یک رقم رسمی واحد برای کل کشور اشتباه گرفته شود؛ با این حال، فاصله آن با دستمزد کارگران تصویری از شکاف میان درآمد و هزینههای واقعی زندگی ارائه میکند.
فشار بر سفره خانوار فقط به روغن، لبنیات و گوشت محدود نیست. افزایش هزینه حملونقل، خودرو، تجهیزات و لوازم خانگی، درمان و ارتباطات نیز باعث شده است بخشهای مختلف بودجه خانوار با هزینههای بیشتری روبهرو شوند. در چنین شرایطی، افزایش قیمت مواد غذایی میتواند اثر شدیدتری داشته باشد، زیرا خانوار نمیتواند بسیاری از این اقلام را بهطور کامل از سبد مصرف خود حذف کند.
برای خانوارهای کمدرآمد، پیامد چنین وضعیتی تنها کاهش قدرت خرید نیست. افزایش قیمت مواد غذایی میتواند ترکیب مصرف خانوار را نیز تغییر دهد؛ یعنی خانوادهها برای حفظ هزینههای ضروری مانند مسکن، درمان یا حملونقل، از کیفیت یا مقدار برخی مواد غذایی کم کنند. در نتیجه، افزایش قیمت اقلام پایه میتواند به کاهش کیفیت تغذیه و افزایش فشار اقتصادی بر خانوار منجر شود.
در همین حال، تفاوت میان آمار بانک مرکزی و مرکز آمار نیز باید در خوانش وضعیت تورم مورد توجه قرار گیرد. بانک مرکزی تورم نقطهبهنقطه شهریور را ۸۳.۸ درصد اعلام کرده، در حالی که مرکز آمار ایران رقم متفاوتی برای این شاخص منتشر کرده است. تفاوت میان ارقام دو نهاد به تفاوت در شاخصها و روش محاسبه بازمیگردد.
با وجود این تفاوت آماری، دادههای هر دو نهاد تصویری از فشار قابل توجه افزایش قیمتها در پایان تابستان ارائه میکنند. جهش قیمت اقلامی مانند روغن، لبنیات و گوشت، در کنار افزایش هزینه خدمات و سایر نیازهای خانوار، نشان میدهد مسئله اصلی برای خانوارهای کارگری فقط بالا رفتن یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه افزایش فاصله میان درآمد و هزینههای واقعی زندگی است.
برای کارگری که درآمدش با سرعت افزایش قیمت کالاهای ضروری رشد نمیکند، تورم زمانی معنای واقعی خود را نشان میدهد که به قیمت مواد غذایی، هزینه مسکن، درمان، رفتوآمد و سایر نیازهای روزمره تبدیل شود. از این منظر، افزایش قیمت کالاهای اساسی در شهریور ۱۴۰۵ را میتوان یکی از مهمترین نشانههای کاهش قدرت خرید خانوارهای دارای درآمد ثابت دانست.