بهار در شنگال؛ طبیعتی سرسبز و زنده در دل کوه و دشت

بهار امسال در شنگال با رویش دوباره گیاهان، شکوفه‌ها و جریان چشمه‌ها همراه شده و چشم‌اندازی سرسبز در کوه‌ها و دشت‌های منطقه ایجاد کرده است؛ فصلی که زندگی روزمره مردم و طبیعت را تحت تأثیر قرار داده است.

شنگال- بهار امسال در شنگال تنها یک فصل نبود، بلکه همچون ترانه‌ای از تولدی دوباره بود؛ ترانه‌ای که پژواکش در دل‌ها پیچید. امید به خیر و برکت در میان همه مردم گسترش یافت. حتی اگر از کودکی هفت‌ساله بپرسی، خواهد گفت: «بهار امسال از همه سال‌های گذشته زیباتر است.»

وقتی انسان از دور به دشت‌ها، دره‌ها و کوه‌های شنگال نگاه می‌کند، زمین را می‌بیند که با سبزی بهاری پوشیده شده و با رنگ‌های گوناگون گل‌ها آراسته است. از سردشت تا باری، و از باری تا دحلا ایزدی، عطر بهار در عمق دل‌ها پراکنده شده است. سبزی، سرخی و زردی در همه‌جا دیده می‌شود و چشم‌ها از زلالی آب چشمه‌ها سرشار می‌گردد. بهار دل چوپانان را شاد کرده و لبخند را بر چهره‌شان نشانده است.

 

      

طاووس ملک بر دشت‌ها و کوه‌های شنگال برکت خود را گسترانده است

ماه مه فرا رسیده، اما بهار هنوز این سرزمین را ترک نکرده است. گویی با تمام توان در برابر تابستان ایستاده و نمی‌خواهد اجازه ورود به آن بدهد.

انگار دانه‌های شقایق در دل مزارع پاشیده شده‌اند. گفته می‌شود مزارع شنگال خود را به گل‌های شقایق سپرده‌اند. این گل‌ها با زیبایی خود سراسر شنگال را پوشانده‌اند، تا جایی که گفته می‌شود شنگال جامه‌ای بهاری بر تن کرده است. نور خورشید در میان آن‌ها نفوذ می‌کند و میان شعرهایی که بهار می‌سراید جای خود را پیدا می‌کند. زیبایی آن‌ها دل‌ها را مست می‌کند.

بهار امسال در دل شنگال جا خوش کرده و نمی‌خواهد آن را ترک کند؛ نه شنگال می‌خواهد از آن جدا شود و نه بهار قصد رفتن دارد.

 

       

وقتی انسان در میان درختان قدم می‌زند، صدای جریان آب چشمه‌ها و آواز پرندگان که به سوی کوه‌ها می‌روند را می‌شنود و احساس می‌کند با نسیم می‌رقصد. بهاری سرشار از خیر و برکت است، تا جایی که واژه‌ها از دل و زبان جاری می‌شوند.

این بهار تنها برای انسان‌ها خیر و برکت نیست، بلکه برای طبیعت و هستی نیز هست؛ سایه‌هایی که در این پاکی می‌رقصند، هماهنگ با طبیعت در حرکت‌اند.