از جمهوری تا ناسیون؛ پژواک نام زندانیان سیاسی در خیابان‌های پاریس

در روزی که خیابان‌های پاریس مملو از پرچم‌ها، شعارها و گام‌های هزاران معترض از سراسر جهان بود، اول مه‌ بار دیگر معنای واقعی همبستگی را به نمایش گذاشت؛ همبستگی با کارگران، با زندانیان سیاسی و با زنانی که در پشت دیوارهای زندان با خطر اعدام روبه‌رو هستند.

پاریس - خیابان‌های شهر تاریخی پاریس در اول مه‌، بار دیگر به صحنه‌ای برای تجدید عهد جهانی با عدالت، آزادی و کرامت انسان تبدیل شد. از نخستین ساعات بعدازظهر، سیل جمعیت از میدان جمهوری به حرکت درآمد؛ همان میدانی که سال‌هاست صدای اعتراض، همبستگی و مقاومت را در خود حفظ کرده است. راهپیمایان از بولوار ولتر گذشتند، از میدان لئون بلوم عبور کردند و در نهایت تا میدان ناسیون پیش رفتند؛ مسیری که این بار نه فقط با پرچم‌های سرخ کارگران، بلکه با نام زندانیان سیاسی، تصاویر زندانیان دربند(پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی) و شعارهای آزادی‌خواهانه رنگ گرفته بود.

درواقع روز جهانی کارگر، در حافظه تاریخی ملت‌ها تنها یادآور مطالبات صنفی نیست؛ این روز، نماد ایستادگی تمام کسانی است که در برابر استثمار، سرکوب و بی‌عدالتی قد علم کرده‌اند. به همین دلیل است که هر سال در این روز، پاریس به یکی از مهم‌ترین میدان‌های همبستگی جهانی بدل می‌شود؛ جایی که اتحادیه‌ها، احزاب چپ، سازمان‌های سوسیالیستی، گروه‌های ضدسرمایه‌داری و فعالان آزادی‌خواه از کشورهای مختلف جهان در کنار هم راه می‌روند تا بگویند درد کارگر، درد زندانی سیاسی، درد ملت‌های تحت ستم و درد انسانِ محروم از آزادی، از هم جدا نیست.

امسال نیز این راهپیمایی چیزی فراتر از یک مراسم نمادین بود. از آمریکای لاتین تا خاورمیانه، از احزاب چپ اروپایی تا گروه‌های مدافع حقوق بشر و... همه آمده بودند تا خیابان‌های پاریس را به تریبونی جهانی علیه زندان، شکنجه، سرکوب و خاموش‌کردن صدای معترضان تبدیل کنند. در میان پرچم‌ها و پلاکاردها، چهره زندانیان سیاسی دربند کورد پخشان عزیزی، وریشه مرادی و فعال کارگری شریفه محمدی حضوری پررنگ داشت؛ گویی هر گام راهپیمایان بر سنگفرش بولوار ولتر، فریادی بود برای آنان که در پشت دیوارهای زندان از حق نفس کشیدن آزادانه محروم مانده‌اند.

در این میان، نام زندانیان سیاسی ایران با صدایی بلندتر از همیشه شنیده می‌شد؛ زنانی و مردانی که سال‌هاست در زندان‌های جمهوری اسلامی تنها به جرم اندیشیدن، نوشتن، اعتراض‌کردن و مطالبه آزادی در بند مانده‌اند. تصاویر زندانیان سیاسی ایران در دست فعالان تبعیدی و گروه‌های مدافع حقوق بشر بالا رفته بود و شعارهای آزادی‌خواهانه، از قلب پاریس تا سلول‌های اوین، قرچک، قزل‌حصار، دیزل‌آباد کرماشان، سنه، اورمیه، شیبان اهواز و... امتداد پیدا می‌کرد. این حضور یادآور آن بود که سرکوب در ایران زخمی است بر وجدان جهانی.

در میان این نام‌ها، وضعیت زنان زندانی کورد پخشان عزیزی، وریشه مرادی که با خطر اعدام و احکام سنگین امنیتی روبه‌رو هستند، حضوری دردناک و تکان‌دهنده داشت. زنانی که نه فقط به عنوان فعال سیاسی، بلکه به عنوان نماد دو ستمِ هم‌زمان ــ ستم جنسیتی و ستم ملی ــ در معرض شدیدترین اشکال سرکوب قرار گرفته‌اند. نام این زنان در میان جمعیت بارها تکرار می‌شد؛ زیرا برای بسیاری از راهپیمایان، آنان تنها چند زندانی در کشوری دور نبودند، بلکه چهره عریان مبارزه‌ای بودند که بهایش را با جان خود می‌پردازند.

زنان کورد زندانی که امروز در سایه احکام اعدام و پرونده‌سازی‌های امنیتی قرار گرفته‌اند، یادآور این حقیقت‌اند که زندان در ایران فقط محل خاموش‌کردن صدا نیست، بلکه به اتاق انتظار مرگ برای معترضان نیز تبدیل شده است. وقتی نام آنان در خیابان‌های پاریس فریاد زده می‌شد، در واقع جهان به جمهوری اسلامی یادآوری می‌کرد که این جان‌ها در سکوت گرفته نخواهند شد و هر حکم اعدام، به یک پرونده جهانی شرم و رسوایی بدل می‌شود.

اول ماه مه در پاریس به ما یادآوری کرد که زندانی سیاسی هرگز تنها نیست؛ زیرا تا زمانی که خیابانی در جهان برای فریاد وجود دارد، تا زمانی که پرچمی برای عدالت برافراشته می‌شود و تا زمانی که گلویی برای گفتن «آزادی» باقی است، دیوار زندان نمی‌تواند مبارزه را دفن کند. این راهپیمایی، برای زندانیان سیاسی ایران و به‌ویژه زنان کورد در خطر اعدام، پیامی روشن داشت که شما در سلول‌ها محاصره شده‌اید، اما نام‌تان در خیابان‌های جهان آزادانه می‌چرخد.

اهمیت این تظاهرات دقیقاً در همین نقطه نهفته است، یعنی تبدیل کردن یک مناسبت تاریخی به یک میدان بین‌المللی فشار و یادآوری. پاریس در اول ماه مه تنها شاهد عبور جمعیت نبود؛ شاهد شکل‌گیری یک زبان مشترک جهانی بود؛ زبانی که در آن کارگر فرانسوی، دانشجوی تبعیدی، فعال حقوق بشر، مهاجر سیاسی و رفیق سوسیالیست، همگی یک جمله را تکرار می‌کردند که «آزادی بدون همبستگی ممکن نیست».

در جهانی که حکومت‌ها تلاش می‌کنند مبارزان را در مرزهای ملی زندانی کنند، چنین تظاهراتی مرزها را می‌شکند و نشان می‌دهد که مطالبه آزادی، زبانی جهانی دارد.

به عبارت دیگر راهپیمایی از میدان جمهوری تا میدان ناسیون، خود حامل معنا بود. جمهوری، نماد اراده مردم و ناسیون، نماد ملت و این مسیر طولانی از بولوار ولتر، انگار پلی بود میان خواست آزادی و خواست عدالت اجتماعی. راهپیمایان در این مسیر فقط قدم نزدند؛ تاریخ را حمل کردند. تاریخ کمون پاریس، تاریخ جنبش‌های کارگری، تاریخ مبارزات ضد فاشیستی و تاریخ تمام زندانیانی که نام‌شان شاید در زندان‌ها سانسور شود اما در خیابان‌های جهان دوباره زنده می‌شود.

در هر پلاکاردی که بالا رفت، در هر شعاری که علیه زندان و سرکوب سر داده شد، این پیام روشن بود که زندانیان سیاسی ایران فراموش نشده‌اند. آنان قلب تپنده این راهپیمایی بودند؛ حتی اگر کیلومترها دورتر، در پشت میله‌ها باشند.

خیابان‌های پاریس در اول ماه مه نشان داد که همبستگی فقط یک واژه سیاسی نیست، بلکه شکلی از مقاومت زنده است؛ مقاومتی که اجازه نمی‌دهد حکومت‌ها مبارزان را در سکوت دفن کنند.

امروز بیش از هر زمان دیگری، جهان نیازمند چنین صداهایی است. در دورانی که سرکوب با سرعت جهانی می‌شود، پاسخ نیز باید جهانی باشد. اول ماه مه در پاریس یادآور شد که زندانیان سیاسی ایران تنها نیستند، وریشه، پخشان و شریفه تنها نیستند و هیچ سلولی آن‌قدر بسته نیست که نتوان صدای آزادی را به درونش رساند. از جمهوری تا ناسیون یک سوگند دوباره بود، سوگند به ادامه دادن، به فراموش نکردن و به فریاد زدن نام همه آنان که برای جهانی عادلانه‌تر در بندند.

 

به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی جهان.