زیر تیغ ستاره جبار؛ وقتی روایت به مقاومت تبدیل میشود
خاطرات هدا کووالی در زیر تیغ ستاره جبار، تنها بازگویی رنجهای جنگ جهانی دوم نیست، بلکه تلاشی برای فهم این پرسش است که چگونه ترس، حتی در دل پروژههای رهاییبخش، میتواند به بازتولید سرکوب منجر شود.
مرکز خبر- کتاب زیر تیغ ستاره جبار نوشتهی هدا کووالی، روایتی مستند از زندگی زنی است که از دل سه تجربهی تاریخیِ تعیینکننده عبور کرده است: اشغال نازیها، جنگ جهانی دوم و استقرار حکومت کمونیستی در چکسلواکی. این اثر، نه صرفاً بازگویی رنجهای فردی، بلکه تلاشی آگاهانه برای مقاومت در برابر فراموشی و بازپسگیری حقیقت از دل روایتهای رسمی قدرت است.
کووالی، که یهودیتبار بود، در جریان جنگ جهانی دوم به اردوگاههای مرگ نازیها، از جمله آشویتس، تبعید شد و بخش بزرگی از خانوادهاش را از دست داد. او پس از جنگ، در شرایطی به زندگی بازگشت که هم جهان بیرونی و هم ساختار روانیاش دچار فروپاشی شده بود. همین تجربهی زیسته، به روایت او کیفیتی میدهد که نه احساسیگری اغراقآمیز دارد و نه به بیحسی تن میدهد؛ بلکه بر نوعی دقت اخلاقی در ثبت واقعیت استوار است.
در این کتاب، زن نه فقط بهعنوان قربانی، بلکه بهمثابه سوژهای روایتگر و ناظر ظاهر میشود؛ سوژهای که در میانهی خشونت، گرسنگی و فقدان، ناگزیر است هر روز خود را از نو سرهم کند. کووالی از زنانی مینویسد که تا مرز فروپاشی روانی پیش میروند، اما در دل همین فرسایش، نوعی پایداری خاموش و مداوم را شکل میدهند—پایداریای که نه در شعار، بلکه در استمرار زیستن معنا پیدا میکند.
یکی از وجوه برجستهی کتاب، فاصلهگیری آن از نگاههای صرفاً ایدئولوژیک است. کووالی، برخلاف بسیاری از همنسلانش که در فضای پساجنگ در چارچوب نظریهها و وعدههای سیاسی میاندیشیدند، با تمرکز بر تجربهی روزمره و مشاهدهی دقیق انسانها، به درکی متفاوت میرسد: فساد، تنها محصول تمرکز قدرت نیست، بلکه ترسی است که همزمان با آن عمل میکند و در روابط انسانی، در سکوتها و در سازگاریهای تدریجی ریشه میدواند.
از این منظر، کتاب با برخی از ایدههای محوری در سنتهای فکری رهاییبخش همپوشانی پیدا میکند؛ سنتهایی که، با وجود تفاوتهایشان، بر این نکته تأکید دارند که رهایی، صرفاً در جابهجایی قدرت خلاصه نمیشود، بلکه مستلزم گسستن از چرخهای است که در آن قدرت و ترس یکدیگر را بازتولید میکنند. تجربهی کووالی نشان میدهد که بدون مواجههی صادقانه با ترس، حتی پروژههای رهاییبخش نیز میتوانند به بازتولید همان سازوکارهای سرکوب منجر شوند.
«زیر تیغ ستاره جبار» در نهایت فراتر از یک خاطرهنگاری شخصی میایستد و به متنی برای تأمل در نسبت میان قدرت، ترس و مسئولیت فردی بدل میشود. کووالی با پافشاری بر یادآوری، در برابر این ایده میایستد که فراموشی شرط ادامهی زندگی است. او مینویسد: «حرف آنهایی که میگفتند تنها راه بازگشت به زندگی، فراموش کردن است، در کتم نمیرفت. میخواستم همهچیز را به خاطر بسپارم، روی چیزی سرپوش نگذارم، چیزی را بزک نکنم و اتفاقها را همانطور که بودند در خاطر ثبت کنم. میخواستم زندگی کنم، چون زنده بودم، نه به این دلیل که تصادفاً جان سالم به در برده بودم.»
در این معنا، روایت برای کووالی صرفاً بازگویی گذشته نیست، بلکه کنشی اخلاقی و سیاسی است؛ تلاشی برای حفظ حقیقت در برابر فرسایش زمان و در برابر نظامهایی که بقا را به بهای فراموشی طلب میکنند. این کتاب نشان میدهد که چگونه میتوان از دل تجربهی رنج، نه اسطوره ساخت و نه تسلیم شد، بلکه راهی برای دیدن، گفتن و ادامه دادن گشود.
کتاب زیر تیغ جبار، اثر هدا کووالی، ترجمهی علیرضا کیوانینژاد، توسط نشر بیدگل، در ۲۵۲، صفحه منتشر شده است.