از یک تصویر جعلی تا مجازات یک زن؛ چه کسی پاسخگوی خشونت است؟
چگونه یک تصویر جعلی میتواند زنی را در معرض خشونت و قضاوت اجتماعی قرار دهد؟ با گسترش تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی، چه کسی پاسخگوی پیامدهای واقعی این جعلهاست؟
ساره پورخزری
كرماشان- تمام رفتوآمدهایش زیر ذرهبین است؛ پدر و برادرانش تصمیم گرفتهاند که دیگر اجازهی ادامهی تحصیل نداشته باشد و تنها با اصرار فراوان توانسته در یک کلاس خیاطی ثبتنام کند تا دستکم تا زمان ازدواج، سرگرمی و مجالی برای خروج از خانه داشته باشد. تمام لایهها و زوایای زندگی این دختر در حصاری از کنترلهای سختگیرانهی مردانه محبوس شده است؛ بهحدی که اگر برادرانش قدرت بیشتری داشتند، حتی برای شیوهی نفس کشیدن او نیز تصمیمگیری میکردند. در چنین فضای خفقانآوری، تصور کنید دختری با این میزان محدودیت و در خانوادهای کنترلگر، ناگهان تصویرش در فضای مجازی منتشر شود؛ تصویری که او را در آغوش پسری نشان میدهد. آن هم در شهری کوچک، جایی که خبرها با سرعتی سرسامآور میپیچد و قضاوتها پیش از هرگونه بررسی آغاز میشود. این روایت دربارهی دختری در کرماشان است که مدتی پیش تصاویر دستکاریشدهی او توسط فردی ناشناس در فضای مجازی منتشر شد.
سمیرا.خ، که در این زمینه اطلاعات بیشتری دارد، میگوید: «واکنش خانوادهی دختر را نمیتوان توصیف کرد؛ فقط میتوان گفت که او پس از روزها خشونت، تهدید و فشار روانی از سوی پدر و برادرانش، هنوز زنده است. چند روز پس از این ماجرا، با وجود اصرار مداوم دختر که حتی نمیدانست پسر داخل تصویر کیست، خانواده تصمیم گرفتند از فرد حاضر در عکس شکایت کنند تا بتوانند او را مجبور به ازدواج با دخترشان کنند. اما این روند در همان ابتدای شکایت متوقف شد؛ چون خیلی زود برایشان ثابت شد که تصویر کاملاً ساختگی است، توسط هوش مصنوعی تولید شده و فرد داخل عکس یک بازیگر خارجی است.»
هوش مصنوعی را میتوان یکی از تکنولوژیهای نوین در حل مسائل پیچیده و دسترسی به دادههای گسترده دانست؛ ابزاری که در بسیاری از حوزهها میتواند به پیشرفت و تسهیل زندگی کمک کند. در دهههای گذشته، با فراگیر شدن فتوشاپ، تصاویر بسیاری از دختران با مضامین جنسی دستکاری و در گوشیها دستبهدست میشد؛ اغلب با هدف انتقامگیری یا تحقیر قربانی زن توسط مردی که به دلایل مختلف دست به چنین عملی میزد. در آن دوران، زنان بسیاری قربانی خشونتهای خانگی شدند؛ خشونتی که تنها بر پایهی تصویری جعلی شکل میگرفت، تصویری که خود آنان هیچ نقشی در تولیدش نداشتند. امروز اما شکل تازهای از این پدیده ظهور کرده است، ساخت ویدئوها و تصاویر جعلی از طریق هوش مصنوعی.
معصومه.س، روزنامهنگار، در اینباره میگوید: «بارها پیش آمده که صدا و تصویر زنان توسط مردان مختلف دستکاری و با اهداف بهاصطلاح آبروریزانه منتشر شده است. اما ایراد اصلی در خود تکنولوژی نیست؛ مسئله این است که هر ابزار و هر امکان، وقتی در دست مردسالاری قرار میگیرد، به سلاحی خطرناک علیه زنان تبدیل میشود. در واقع، این ماهیت مردسالاری است که ابتدا بسترهایی میسازد تا مفاهیمی بیپایه و اساس را تا حد تقدس بالا ببرد؛ مفاهیمی که هیچ پشتوانهی عقلانی ندارند اما چنان در ذهن جامعه جا میافتند که به معیار ارزشگذاری انسانها تبدیل میشوند. برای نمونه، مدام به مردان القا میشود که نباید تصویر ناموستان جایی منتشر شود. اما همین باورمندان به مردسالاری، در عمل، از همان مفهوم برای انتقامجویی و سرکوب مخالفان استفاده میکنند. همان کسانی که مدام بر حفظ آبرو و پوشاندن ناموس تأکید دارند، در لحظهی خشم یا رقابت، تصویر و نام زنان را برخلاف تمام ادعاهایشان منتشر میکنند و از آن برای تحقیر، تهدید یا حذف دیگری بهره میگیرند.»
در سالهای اخیر، زنان بسیاری از سوی همسران سابق، خواستگاران، یا مردان دیگر جامعه با تصاویر ساختگی، قربانی این نوع انتقامجویی شدهاند. نمونهی بارز این خشونت، ماجرای لرستان در تیرماه سال جاری بود؛ جایی که انتشار تصاویر خصوصی بیش از ۲۰۰ زن در یک کانال تلگرامی، جامعه را شوکه کرد. این تصاویر با استفاده از ابزارهایی مانند هوش مصنوعی و دیگر فناوریهای دستکاری تصویر تولید شده بود و هیچ ارتباطی با واقعیت نداشت. با این حال، پیامدهای آن کاملاً واقعی و دردناک بود، چندین زن پس از مواجهه با فشارهای خانوادگی و اجتماعی دست به خودکشی زدند. در نهایت مشخص شد که سه گردانندهی اصلی این کانال، همگی مرد بودند.
رکسانا.س که تصاویر او سال گذشته توسط نامزد سابقش دستکاری و منتشر شده، میگوید: «به اسم من یک صفحهی اینستاگرامی ساخته بود و صورت من را روی تصاویر نیمهعریان قرار داده بود. من مطمئن بودم کار اوست، چون تنها کسی بود که به تصاویر واقعی من دسترسی داشت. خوشبختانه خانوادهام از من حمایت کردند، اما تا مدتها از ترس اطرافیان حتی نمیتوانستم از خانه بیرون بروم. وقتی شکایت کردیم، اولین واکنش پلیس این بود که از من ایراد گرفت؛ میپرسید چرا تصاویرت را در اختیار کسی قرار دادهای. در حالی که آن شخص نامزد من بود، نه یک غریبه.»
در روایت رکسانا، او هیچ نقشی در شکلگیری ماجرا نداشته است؛ با این حال، بلافاصله از سوی اطرافیان مورد قضاوت قرار گرفته و حتی مأمور پلیس نیز به جای حمایت، او را سرزنش کرده و این در حالی است که عامل اصلی پدید آورنده این مسئله، یک مرد با باورهای عمیق مردسالارانه بوده است و این باور را میتوان در وجود مردان دیگری نیز یافت چرا که مفهوم ناموس ساخته و پرداختهی ذهنیت مردسالاری است اما چون زن همیشه در این باور در جایگاه محرک اصلی قلمداد میشود بنابراین او را سرزنش میکنند؛ از این رو آنچه در این چرخه رخ میدهد، بازتولید همان الگوی دیرینه است؛ زن، بیآنکه تقصیری داشته باشد ناگهان در جایگاه متهم قرار میگیرد و اوست که باید بار قضاوت، سرزنش و حتی تنبیه را بر دوش بکشد. این وضعیت نشان میدهد مردسالاری چگونه میتواند از هر روزنهای برای فشار بر زنان استفاده کند و آنان را در معرض محدودیت، خودسانسوری و ترس دائمی قرار دهد. بسیاری از زنان با شنیدن چنین خبرهایی حتی از انتشار رسمیترین تصویر خود نیز پرهیز میکنند، زیرا میدانند ممکن است مردی با نگاه زنستیزانه در کمین باشد تا چهرهی آنان را دستکاری کند و محصولی بسازد که نه تنها امنیت، بلکه جانشان را نیز تهدید کند.