صنعت آرایش و جراحی زیبایی؛ انتخاب زنان یا تحمیل جهان سرمایه‌داری؟

جراحی و مداخلات زیبایی برای بسیاری از زنان از یک انتخاب شخصی فراتر رفته و به چرخه‌ای از فشار اجتماعی، تبلیغات و مصرف تبدیل شده است؛ چرخه‌ای که دختران کم‌سن را نیز درگیر معیارهای یکسان و دست‌نیافتنی زیبایی کرده است.

ساره پورخزری

کرماشان- با آیینه‌ای کوچک مدام چهره‌اش را بررسی می‌کند؛ گونه‌ها و لب‌هایش را تغییر می‌دهد تا نتیجه تزریق‌ها را پیش‌بینی کند. او که هنوز ۱۵ ساله به نظر می‌رسد، در چرخه‌ای از نارضایتی از ظاهر و تلاش برای رسیدن به معیارهای زیبایی گرفتار شده است؛ چرخه‌ای که در سال‌های اخیر حتی دختران ۱۰ ساله را نیز به سمت جراحی، تزریق ژل و بوتاکس کشانده است. این روند، علاوه بر فشارهای اجتماعی و رسانه‌ای، می‌تواند نشانه‌ای از بحران هویت نسل‌های جدید باشد؛ نسلی که زیبایی را به پروژه‌ای دائمی برای تغییر تبدیل کرده است. بر اساس آمارهای جهانی، حدود ۸۰ درصد متقاضیان جراحی‌های زیبایی در ایران را زنان تشکیل می‌دهند.

 

زیبایی؛ از انتخاب شخصی تا فشار اجتماعی

شیما الیاسی(اسم مستعار)، روان‌شناس در کرماشان، می‌گوید: «زنان از هزاران سال پیش تا امروز، در دوره‌های مختلف تاریخی، از شیوه‌های گوناگونی برای آراستگی و زیبایی خود استفاده کرده‌اند. بسیاری از این شیوه‌ها تنها جنبه زیبایی نداشته، بلکه با باورهای دینی، فرهنگی و هنجارهای اجتماعی هر دوره پیوند خورده و ریشه در نگرش حاکم بر جامعه داشته است. سرمه کشیدن، رسم دَق، نقش بستن حنا بر دست‌ها و رنگ کردن مو با حنا، تنها بخشی از آیین‌های آراستگی زنان در گذشته بوده است؛ آیین‌هایی که آثار و نشانه‌های آن هنوز هم در میان برخی زنان سالمند دیده می‌شود. با این حال، تمایل به زیبایی در سال‌های اخیر در ایران از شکل سنتی و طبیعی خود فاصله گرفته و در مواردی به نوعی افراط و وسواس بیمارگونه تبدیل شده است؛ روندی که حتی دختران کم‌سن‌وسال را نیز تحت تأثیر قرار داده است. به نظر می‌رسد امروز بسیاری از زنان، به جای پذیرش چهره و هویت واقعی خود، زیر فشار الگوهای یکسان و تکرارشونده زیبایی قرار گرفته‌اند و مدام می‌کوشند خود را با معیارهایی از پیش‌ساخته هماهنگ کنند؛ معیارهایی که اغلب در قالب جراحی‌ها و مداخلات زیبایی مشابه بازتولید می‌شوند. این در حالی است که رواج چنین الگوهایی را نمی‌توان جدا از منافع جهان مصرف‌گرا و نظام سرمایه‌داری تحلیل کرد؛ زیرا صنعت زیبایی و شبکه گسترده تبلیغات آن، در پیوندی مستقیم با سازوکارهای سودآور اقتصادی قرار دارد و از ناامنی‌های ذهنی و فشارهای اجتماعی، منافع کلانی به دست می‌آورد.»

 

تبلیغات چگونه زنان را به مصرف بیشتر سوق می‌دهد؟

تبلیغات و سازوکارهای مصرف‌گرایی با ساختن تصویری یکسان و دست‌نیافتنی از «زن ایده‌آل»، این باور را تقویت کرده‌اند که زن برای زیبا و پذیرفتنی بودن باید با معیارهایی مشخص مانند وزن، پوست و اندام مطابقت داشته باشد. بیلبوردها، شبکه‌های اجتماعی، سلبریتی‌ها و رسانه‌ها با تکرار این الگوها، نارضایتی از بدن را تشدید و زنان را به تغییر مداوم ظاهر خود سوق می‌دهند؛ الگویی که بیش از بازتاب واقعیت، در خدمت فروش کالاها و خدمات صنعت زیبایی است.

الناز.ق، منشی یک کلینیک زیبایی در کرماشان، می‌گوید: «تقاضا برای تزریق فیلر، ژل و بوتاکس برای بسیاری از زنان به امری روزمره تبدیل شده است. هرچند در برخی موارد، این تزریق‌ها برای اصلاح یا پوشاندن آسیب‌های ناشی از تصادف، جراحی‌های ناموفق یا برخی ناهنجاری‌ها ضرورت پیدا می‌کند، اما نکته قابل توجه این است که بخش بزرگی از مراجعان، بدون نیاز واقعی به سراغ این خدمات می‌روند و برای بعضی از آنان این روند به نوعی وابستگی تبدیل شده است. من خودم در این حوزه کار می‌کنم، اما گاهی از میزان افراط در تزریق‌ها شگفت‌زده می‌شوم؛ به‌ویژه وقتی می‌بینم الگوها و انگیزه‌هایی که برخی مراجعان برای این کار مطرح می‌کنند، تا چه اندازه تحت تأثیر مدهای ناپایدار و معیارهای غیرواقعی زیبایی است. برای مثال، بسیاری از دختران زیر ۲۰ سال که مراجعه می‌کنند، تمایل دارند به قول خودشان چشم‌های کشیده گربه‌ای و چانه‌های تیز و فانتزی داشته باشند و اغلب، تزریق زیاد به لب و چانه را نشانه جذابیت یا به‌اصطلاح کلاس می‌دانند. این مسئله نشان می‌دهد که در برخی موارد، تمایل به انجام مکرر این تزریق‌ها از یک انتخاب ساده زیبایی فراتر رفته و به نوعی نیاز افراطی و نگران‌کننده تبدیل شده است که می‌تواند هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی آسیب‌زا باشد. خلاصه اگر بخواهم بگویم این امر به تقلیدی کورکورانه و اعتیاد گونه در میان زنان تبدیل شده است.» صحبت‌های الناز نشان می‌دهد تبلیغات و معیارهای تحمیلی زیبایی، زنان و دختران را از سنین پایین به سمت تزریق، جراحی، رژیم‌های سخت و تغییر مداوم ظاهر سوق داده است؛ روندی که به‌تدریج احساس ارزشمندی و پذیرش خود را تضعیف می‌کند. سرمایه‌داری نیز با گسترش صنعت لوازم آرایشی، این نارضایتی را به چرخه‌ای دائمی از مصرف تبدیل کرده است. بر اساس آمارهای موجود، سرانه مصرف لوازم آرایشی در ایران نزدیک به سه برابر میانگین جهانی است و سن آغاز مصرف به حدود هفت سال رسیده است. نتیجه، گرفتار شدن زنان و کودکان در چرخه‌ای از اضطراب زیبایی، مصرف و آسیب‌های روانی و جسمی است.

 

وقتی زیبایی به عادت و آسیب تبدیل می‌شود

آرام.خ، متخصص پوست در کرماشان، می‌گوید: «تزریق ژل، فیلر و بوتاکس برای برخی زنان به عادتی مداوم تبدیل شده است، بدون آنکه همیشه به ضرورت، محل انجام یا تخصص فرد تزریق‌کننده توجه شود. برخی مراجعه‌کنندگان به‌دلیل تزریق در آرایشگاه‌ها یا مراکز غیربهداشتی و روش‌های غیراصولی با عوارضی مانند افتادگی صورت، آسیب عصبی، تغییر فرم چهره و عفونت‌های شدید روبه‌رو شده‌اند؛ آسیب‌هایی که گاهی جبران‌ناپذیرند اما بایستی تمام زنان بدانند که افراط بیش از حد در این دست از تزریق‌ها در بلندمدت آسیب‌های بسیار جدی و خطرناکی وارد می‌کند که دیگر هیچگاه قابل جبران نیستند.»

صحبت‌های این پزشک نشان می‌دهد بسیاری از زنان تحت تأثیر تبلیغات و بدون توجه به عوارض، به تزریق و جراحی‌های زیبایی روی می‌آورند. همان‌طور که در کتاب «آرایش، مد و بهره‌کشی از زنان» نیز بررسی شده، سرمایه‌داری با تبلیغات و ساختن معیارهای مصنوعی زیبایی، نارضایتی از ظاهر و هویت را تقویت و زنان را به مصرف مداوم سوق می‌دهد. در کنار آن، ساختار مردسالار نیز با القای این باور که زن باید برای جلب رضایت مرد خود را با معیارهای زیبایی تطبیق دهد، در این چرخه نقش دارد. در نتیجه، آرایش و مداخلات زیبایی که ظاهراً انتخابی شخصی‌اند، گاه تحت فشارهای فرهنگی و اقتصادی شکل می‌گیرند و زنان را در چرخه‌ای از نارضایتی، مصرف و وابستگی نگه می‌دارند.