زنان در بادامباغ کابل؛ ایستادگی میان محدودیتها و تلاش برای حفظ حضور اجتماعی
نمایشگاه بادامباغ کابل، در کنار محدودیتها و نظارت شدید طالبان، صحنه حضور زنانی بود که با وجود فشارها همچنان برای حفظ نقش اجتماعی و استقلال اقتصادی خود تلاش میکنند؛ حضوری که از تداوم امید و مقاومت حکایت دارد.
بهاران لهیب
کابل- نمایشگاه صنایع دستی و زراعتی در کابل به اول ثور تا پنجم ثور برگزار شد. در این نمایشگاه، زنان تنها اجازه داشتند لباسهای تولیدی خود را به فروش برسانند. زنان تجار با تمسخر میگفتند: «از نظر طالبان، زنان فقط حق دارند خیاط و آشپز باشند، نه شغل دیگر.» این نمایشگاه اینبار در بادامباغ کابل برگزار شد.
فارم تحقیقاتی بادامباغ توسط وزارت زراعت حکومت پیشین با همکاری کشور استرالیا و به هزینه پنج میلیون افغانی، در سال ۱۳۹۱ دوباره به بهرهبرداری سپرده شد. این فارم پیش از تجاوز شوروی به افغانستان نیز وجود داشت، اما در اثر جنگهای مختلف به ویرانه تبدیل شده بود و بعداً بازسازی و فعال گردید.
پیش از حاکمیت طالبان، تمامی کارمندان و دهقانان این فارم را زنان تشکیل میدادند که در زمینههای مختلف آموزش دیده بودند. زمانی که به دیدن نمایشگاه رفتیم، زیبایی و طراوت باغ از دور نمایان بود؛ باغی که با دستان پرتلاش زنانی ساخته شده که امروز از بسیاری فعالیتها محروم شدهاند. در حکومت پیشین، تعداد زیادی از هنرمندان زن و مرد در این باغ کنسرت برگزار میکردند، اما امروز فضای آن رنگوبوی طالبانی و سرکوبگرانه به خود گرفته است.
از در ورودی باغ تا نزدیکی محل نمایشگاه، موترهای نظامی طالبان حضور داشتند و در مسیر منتهی به باغ، در هر چند قدم یک نظامی دیده میشد.
زنانی که محصولات خود را به نمایش گذاشته بودند، تنها به یک سالون محدود میشدند که بیش از ۴۰ غرفه در آن دیده نمیشد. اطراف این سالون با دیوار پارچهای محصور شده بود. پس از عبور از آن، در چند قدمی، با افراد امر به معروف مواجه میشدید که با خشونت اجازه ورود نمیدادند. زنانی که میخواستند به آن سوی دیوار بروند، بهانه میآوردند که برای خرید محصولات زراعتی میروند و پس از بررسی، اجازه ورود پیدا میکردند.
ما نیز برای ساعتی به آن سوی دیوار رفتیم. فضا بهشدت مردانه بود و نگاههای پرسشبرانگیز نشان میداد که حضور ما غیرعادی تلقی میشود. هنگام گفتگو با فروشندگان، در نزدیکی هر غرفه فردی از طالبان حضور داشت تا مبادا سخنی علیه آنان گفته شود. به همین دلیل، بسیاری از غرفهداران تمایلی به صحبت نداشتند.
در این میان، زهرا حبیبی با ما صحبت کرد. وی گفت: «من مسئول کارگاه تولیدی حبیبی هستم. امروز در این نمایشگاه شرکت کردهایم و تولیدات ما لباس است. براساس تقاضای مردم، ما لباس تولید میکنیم.»
او در ادامه درباره محصولات کارگاهش توضیح داد و افزود: «یکی از محصولات ما لباس مردانه است و دیگری بکس دستی که نخهای آن را از ایران وارد میکنیم.»
وی همچنان گفت: «حدود شش سال میشود که این کارگاه را تاسیس کردهایم. تعداد کارمندان ما بسته به تقاضای بازار متفاوت است، اما در حال حاضر هشت کارمند دایمی داریم. قبلاً تعداد کارمندان ما بیشتر بود، اما به دلیل شرایط، کاهش یافته است.»
زهرا در پایان از برگزارکنندگان و خبرنگاران برای توجه به کارشان سپاسگزاری کرد.
در غرفهای دیگر، محبوبه سادات حضور داشت که سه سال پیش کارگاه «بیروجمایل» را تاسیس کرده است. او که پیشتر از فعالان مدنی بود، به دلیل مشکلات روانی به تجارت روی آورده است.
محبوبه گفت: «همانطور که میبینید، کار ما با استفاده از سنگهای خود افغانستان است. انواع سنگهای قیمتی افغانستان را در برنج کار کردهایم. در طول سه سال، هشت زن و مرد با من کار میکنند.»
او درباره تولیدات دستی زنان افزود که با استفاده از مهرهها و سنگهای قیمتی، محصولات متنوعی ساختهاند و زنان در این زمینه مهارت و ظرافت خاصی دارند.
محبوبه نیز از برگزاری نمایشگاه ابراز خرسندی کرد و از برگزارکنندگان و خبرنگاران قدردانی نمود.
او در پایان پیامی برای زنان داشت: «پیام من به تمام زنان افغانستان این است که استعدادی را که دارند، هیچگاه پنهان نکنند. از کوچکترین مهارتهای خود استفاده کنند و کار کنند. این کار باعث میشود هم به خانواده و هم به جامعه کمک کنند.»
نتیجه باید گفت نمایشگاه بادامباغ، در کنار نمایش تواناییهای زنان، تصویری روشن از محدودیتها و فشارهای موجود بر آنان را نیز به نمایش گذاشت. زنانی که روزگاری در این مکان نقش فعال و تعیینکننده داشتند، اکنون در چارچوبی تنگ و تحت نظارت شدید فعالیت میکنند. با این حال، تلاش و پایداری آنان نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط نیز امید به کار و پیشرفت زنده است.