زاگرس در محاصره شعله‌ها؛ جنگل‌های بلوط قربانی بی‌عملی مزمن

آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌های زاگرس، در حالی روزها ادامه یافته که کمبود تجهیزات تخصصی، نبود ناوگان هوایی مؤثر و اتکای دوباره به نیروهای مردمی، از ناتوانی ساختاری نهادهای مسئول در حفاظت از این زیست‌بوم حیاتی پرده برمی‌دارد.

مرکز خبر- آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌ها و مراتع زاگرس، بار دیگر شکنندگی یکی از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های ایران را آشکار کرده است؛ بحرانی که از عصر یکشنبه ۳۱ خرداد آغاز شد و با وجود اعزام نیروهای مردمی، آتش‌نشانان و بالگردهای امدادی، تا روز پنج‌شنبه ۴ تیرماه نیز در بخش‌هایی از منطقه ادامه یافت. گزارش‌های مردمی از گسترش خط آتش در برخی نقاط به ده‌ها کیلومتر خبر می‌دهند؛ وضعیتی که نشان می‌دهد مهار حریق، بیش از آن‌که به یک عملیات فوری و مجهز تکیه داشته باشد، بر توان فرسوده نیروهای محلی و داوطلبان استوار مانده است.

آتش در مراتع و جنگل‌های بلوط منطقه بَکَک هم در بخش جره و بالاده آغاز شد و با وزش باد شدید، خشکی پوشش گیاهی و دشواری دسترسی به ارتفاعات، به سرعت دامنه بیشتری پیدا کرد. هرچند نیروهای امدادی و مردمی از نخستین روزهای حادثه در منطقه حضور یافتند، اما پراکندگی کانون‌های آتش و نبود مسیرهای دسترسی مناسب، عملیات اطفا را کند و پرخطر کرده است.

 

خط آتش در دل ارتفاعات؛ نیروهای محلی در خط مقدم

روز یکم تیرماه، شماری از نیروهای مردمی، فعالان محیط زیست، آتش‌نشانان و نیروهای امدادی برای مقابله با شعله‌ها به منطقه اعزام شدند. بالگردهای امدادی نیز در عملیات پشتیبانی و جابه‌جایی نیروها نقش داشتند، اما گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد گستردگی حریق و شرایط دشوار جغرافیایی، امکان مهار سریع آتش را محدود کرده است.

در چنین شرایطی، داوطلبان محلی اغلب با ابزارهای ابتدایی، از جمله بیل، شاخه درخت و تجهیزات محدود، در مسیر آتش قرار می‌گیرند؛ وضعیتی که نه‌تنها جان آنان را در معرض خطر قرار می‌دهد، بلکه پرسش‌های جدی درباره آمادگی نهادهای مسئول برای حفاظت از جنگل‌های زاگرس ایجاد می‌کند. جنگلی که سال‌هاست هر تابستان با شعله‌های آتش، کمبود امکانات و تأخیر در تصمیم‌گیری مواجه می‌شود.

 

بحران تکرارشونده، نه حادثه‌ای مقطعی

اعظم بهرامی، پژوهشگر و کنشگر محیط زیست، با اشاره به تداوم آتش‌سوزی‌ها در زاگرس نوشته است: «آتش‌سوزی‌های زاگرس دیگر رخدادهای مقطعی نیستند؛ بلکه طبق داده‌های سازمان منابع طبیعی و گزارش‌های پژوهشی، این منطقه به یکی از کانون‌های دائمی و تکرارشونده حریق در خاورمیانه تبدیل شده است

به گفته او، طی دو دهه گذشته به طور میانگین سالانه بیش از ۲۰ تا ۲۵ هزار هکتار جنگل و مرتع در ایران بر اثر آتش‌سوزی آسیب دیده و بخش بزرگی از این خسارت در پهنه زاگرس رخ داده است. زاگرس، با دربرگرفتن بیش از ۴۰ درصد جنگل‌های ایران، تنها مجموعه‌ای از درختان بلوط نیست؛ این منطقه نقشی حیاتی در حفظ منابع آب، پایداری خاک، تنوع زیستی، تعدیل اقلیم محلی و معیشت میلیون‌ها نفر در غرب و جنوب‌غرب ایران دارد.

با این حال، هر بار که آتش به دامنه‌های زاگرس می‌رسد، واکنش‌ها عمدتاً پس از گسترش شعله‌ها آغاز می‌شود؛ زمانی که نیروهای محلی ناچارند در برابر آتشی گسترده و غیرقابل پیش‌بینی قرار گیرند. این الگو، از نبود یک سازوکار پایدار و پیشگیرانه برای حفاظت از جنگل‌ها خبر می‌دهد.

 

ناتوانی ساختاری در اطفای حریق

بهرامی با اشاره به اینکه حدود ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌ها منشأ انسانی دارند، بر فاصله عمیق میان میزان خسارت و ظرفیت عملیاتی موجود تأکید کرده است. او نوشته است: «سیستم فعلی کنترل حریق جنگل در ایران حتی واکنشی نیست، تا چه رسد پیشگیرانه؛ در حالی‌که جهان برای پیش‌بینی، رصد و پایش حریق به تکنولوژی‌ها و مدل‌های متفاوت مجهز می‌شود

کمبود بالگردهای تخصصی اطفای حریق، نبود ناوگان هوایی اختصاصی برای جنگل‌ها، فقدان تجهیزات مناسب در مناطق کوهستانی و تأخیر در انتقال نیرو و امکانات، از مهم‌ترین ضعف‌هایی است که هر سال در جریان آتش‌سوزی‌های زاگرس تکرار می‌شود. در بسیاری از مناطق، بالگردها بیشتر برای جابه‌جایی نیرو به کار گرفته می‌شوند و توان کافی برای آب‌پاشی گسترده یا مهار سریع شعله‌ها ندارند.

در مقابل، در بسیاری از کشورها، سامانه‌های هشدار سریع، تصاویر ماهواره‌ای، پهپادهای پایش‌گر، نقشه‌های خطر، ناوگان هوایی تخصصی و تیم‌های آموزش‌دیده محلی، پیش از تبدیل یک کانون کوچک به آتشی فراگیر وارد عمل می‌شوند. در زاگرس اما، نبود چنین زیرساختی باعث شده است که عملیات اطفا اغلب پس از گسترش بحران آغاز شود.

 

جنگل‌های بلوط؛ سرمایه‌ای که هر سال خاکستر می‌شود

آتش‌سوزی در زاگرس فقط به سوختن علفزارها و درختان محدود نمی‌شود. از بین رفتن پوشش گیاهی، فرسایش خاک، کاهش توان آبگیری زمین، آسیب به زیستگاه جانوران و افزایش خطر سیلاب‌های بعدی، از پیامدهای بلندمدت این حریق‌هاست. درختان بلوط نیز که رشد و بازسازی آن‌ها دهه‌ها زمان می‌برد، با هر آتش‌سوزی بخشی از توان طبیعی خود را از دست می‌دهند.

افزایش پوشش گیاهی پس از بارندگی‌های فراوان می‌تواند در تابستان‌های گرم و خشک، حجم مواد قابل اشتعال را بالا ببرد و خطر گسترش آتش را بیشتر کند. اما این واقعیت طبیعی، مسئولیت نهادهای متولی را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه ضرورت برنامه‌ریزی پیشگیرانه، پاک‌سازی مسیرهای پرخطر، آموزش جوامع محلی و استقرار تجهیزات در نقاط حساس را برجسته‌تر می‌کند.

تا زمانی که حفاظت از جنگل‌های زاگرس به حضور اضطراری داوطلبان و تلاش پراکنده نیروهای محلی وابسته باشد، هر تابستان می‌تواند به فصل تازه‌ای از سوختن بلوط‌ها تبدیل شود. آتش‌سوزی اخیر بار دیگر نشان داده است که زاگرس نه فقط در برابر شعله‌ها، بلکه در برابر کمبود امکانات، ضعف مدیریت و بی‌توجهی مزمن به حفاظت از منابع طبیعی بی‌دفاع مانده است.