تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۵۷ زندان در هفته صدوبیست‌وهفتم

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام نسبت به ادامه نقض حقوق بشر در ایران هشدار داد و تاکید کرد: جمهوری اسلامی همچنان از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد رعب، خاموش کردن صدای مخالفان و تثبیت سیاست‌های سرکوبگرانه خود استفاده می‌کند.

مرکز خبر- همزمان با هفته صدوبیست‌وهفتم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، زندانیان در ۵۷ زندان ایران روز سه‌شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵ با اعتصاب غذا، اعتراض خود را به تداوم اعدام‌ها، تشدید سرکوب و افزایش فشارهای امنیتی و قضایی در جمهوری اسلامی اعلام کردند. برگزارکنندگان این کارزار می‌گویند در شرایطی که دامنه اعدام‌ها و بازداشت‌های گسترده افزایش یافته، همزمان پرونده‌سازی‌های امنیتی و صدور احکام سنگین نیز به مرحله تازه‌ای از سرکوب مخالفان و معترضان رسیده است.

در بیانیه هفته صدوبیست‌وهفتم این کارزار، با اشاره به موج اعدام‌ها، بازداشت‌های گسترده و فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده‌های دادخواه، تأکید شده است که جمهوری اسلامی همچنان از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد رعب، خاموش کردن صدای مخالفان و تثبیت سیاست‌های سرکوبگرانه استفاده می‌کند. برگزارکنندگان همچنین نسبت به افزایش شمار بازداشت‌شدگان، تشکیل پرونده‌های قضایی گسترده و ادامه نقض حقوق بشر در ایران هشدار داده‌اند.

متن کامل بیانیه هفته صدوبیست‌وهفتم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به شرح زیر است:

«ماشین اعدام و سرکوب حکومت مستبد حاکم همچنان به کار خود ادامه می‌دهد و روزانه شاهد اعدام زندانیان سیاسی و زندانیان جرایم عمومی در سراسر کشور هستیم.
دستگاه قضائیه حکومتی اعلام کرده است که از آغاز جنگ اخیر تاکنون، ۳ هزار و ۲۹۲ نفر را به اتهام «همکاری با دشمن» بازداشت کرده است. این آمار در شرایطی منتشر می‌شود که پس از سرکوب اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای نظامی و امنیتی، روند برخورد با معترضان وارد مرحله تازه‌ای شده و بخش زیادی از دستگیرشدگان در معرض صدور احکام اعدام یا زندان‌های طولانی‌مدت هستند.
دادستان ساری گفته ۷۰۰ پرونده علیه معترضان دی‌ماه تشکیل شده، علم‌الهدی امام جمعه مشهد نیز از هزاران پرونده برای دستگیرشدگان قیام دی‌ماه خبر داده است.
آمار اعدام‌ها در خردادماه سال جاری به حدود ۱۴۰ تن بالغ می‌شود.
کارنامه این حکومت پر از نقض گسترده و آشکار حقوق بشر و استفاده از اعدام به عنوان ابزاری برای سرکوب و ارعاب است. هزاران خانواده در ایران داغدار عزیزانی هستند که در فرآیندی غیرانسانی قربانی اراده سرکوبگر حکومت شده‌اند. در این میان صدای پدری که می‌پرسد: «مزار پسرم کجاست؟» صدایی است که از عمق رنج و بی‌عدالتی برمی‌خیزد؛ پرسش پدر وحید بنی‌عامریان، زندانی سیاسی که به همراه پنج زندانی سیاسی دیگر در فروردین‌ماه امسال در زندان قزلحصار اعدام شد، و دیگر خانواده‌هایی که جسد فرزندانشان را به آن‌ها تحویل ندادند، تنها یک مطالبه شخصی نیست، بلکه فریاد بسیاری از دادخواهان است که حتی از حق ابتدایی دانستن محل دفن عزیزانشان محروم شده‌اند. این محرومیت ادامه مجازات پس از مرگ و نقض آشکار کرامت انسانی است؛ جایی که رنج نه پایان می‌یابد و نه حتی اجازه سوگواری می‌یابد.

در مقابل این سرکوبگری‌ها و بربریت قرون وسطایی، صدای زندانیان در کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» همچنان بلند است. آنان بدون توقف هر سه‌شنبه یادآوری می‌کنند که مجازات اعدام باید لغو شود و آزادی و برابری در ایران برقرار گردد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدوبیست‌وهفتم اعلام کرد زندانیان در ۵۷ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان کرمان.»