پنج سال پس از بازگشت طالبان؛ روایت شمسیه و نسلی که از آموزش و انتخاب محروم شد
پنج سال پس از بازگشت طالبان، میلیونها زن و دختر افغان از آموزش و کار محروماند؛ شمسیه صافی، ۲۱ ساله، نمونهای از نسلی است که رؤیای آموزش و استقلال را در ازدواج اجباری از دست داده است.
بهاران لهیب
پروان- شمسیه صافی تنها ۲۱ سال دارد، اما وقتی وارد اتاق شد، چهرهاش بیشتر از سنش خستگی داشت. لباس تمیزی پوشیده بود و پسربچهای نحیف را در آغوش گرفته بود؛ کودکی که از سوءتغذیه رنج میبرد. چند لحظه بعد، سکوت اتاق با گریه شمسیه شکست؛ انگار سالها حرف نگفته، پشت همان گریه جمع شده بود.
شمسیه از دانشآموزان ممتاز بود و تا صنف دهم با بالاترین نمرات درس میخواند. رؤیایش این بود که روزی خلبان شود، اما مرگ پدرش و سپس بازگشت طالبان، مسیر زندگی او را تغییر داد. پدرش پیش از بازگشت طالبان در درگیری با این گروه کشته شد و پس از آن، عمویش مادرش را مجبور به ازدواج کرد و شمسیه نیز در نهایت به ازدواج مردی درآمد که پیش از او دو همسر دیگر داشت.
او حالا سه سال است ازدواج کرده و مادر یک پسر است؛ اما خودش میگوید دو بار برای پایان دادن به زندگیاش اقدام کرده است.
«من مجبور به ترک تحصیل شدم. یکی از آرزوهایم این بود که پیلوت شوم. اما حالا مادر فرزندی شدهام که از سوءتغذیه رنج میبرد.»
داستان شمسیه تنها روایت یک زن نیست؛ پنج سال پس از بازگشت طالبان، محدودیتهای گسترده بر آموزش و اشتغال زنان، همراه با فقر و بیکاری، زندگی میلیونها زن و دختر را تحت تأثیر قرار داده و به افزایش ازدواج اجباری و کودکهمسری دامن زده است.
۱۵ آگوست، پنجمین سالگرد بازگشت طالبان، فرصتی برای مرور زندگی زنانی است که علاوه بر محرومیت از تحصیل و کار، حق انتخاب درباره آینده و زندگی شخصی خود را نیز از دست دادهاند.
بر اساس گزارش اخیر یونسکو، حدود ۲.۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم شدهاند. ادامه این وضعیت میتواند فقر، ازدواج زودهنگام و کمبود نیروی متخصص زن را تشدید کند.
همزمان، «اصولنامه زوجین» سن ازدواج را ۹ سال تعیین کرده و «اصولنامه محاکم» لتوکوب زنان را مجاز دانسته است؛ قوانینی که نگرانیها درباره افزایش کودکهمسری و خشونت علیه زنان را بیشتر کردهاند. فقر، بیکاری و تلاش برخی خانوادهها برای نجات دختران از ازدواج اجباری با افراد طالبان نیز از عوامل این وضعیت عنوان شده است.
ممنوعیت تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم نیز در مواردی خانوادهها را به ازدواج زودهنگام سوق داده است.
در میان این زنان، شمسیه صافی، ۲۱ ساله از پروان، دختری است که زمانی دانشآموز ممتاز بود و رؤیای خلبان شدن داشت، اما پس از کشته شدن پدرش و محدودیتهای طالبان، ناچار به ترک تحصیل و ازدواج اجباری شد.
شمسیه میگوید: «من از صنف اول تا صنف دهم بالاترین درجه را داشتم. قبل از حاکمیت طالبان، پدرم در کمین طالبان کشته شد. بعد از آن روز، بدبختی من و مادرم و سه برادر خردتر از من آغاز شد.»
به گفته او، پس از مرگ پدرش، عمویش مادر را وادار به ازدواج کرد و سپس شمسیه را نیز به عقد مردی درآورد که دو همسر دیگر داشت و فرزندانش از او بزرگتر بودند.
«هدف کاکایم سرپرستی ما نبود؛ خانه و زمینی را که از پدرم به ما رسیده بود، تصاحب کرد و من را به ازدواج مردی درآورد که دو همسر دیگر داشت. دوبار اقدام به خودکشی کردم، اما خانوادهام نجاتم دادند.»
او با بغض از آرزوهایی میگوید که ناتمام ماندهاند: «یکی از آرزوهایم این بود که خلبان شوم. اما امروز در خانه نشستهام و هر روز باید رنج زندگیای را تحمل کنم که خودم انتخابش نکردهام.»
با وجود همه این دشواریها، شمسیه هنوز امیدش را از دست نداده است. او باور دارد زنانی که امروز از آموزش و کار محروم شدهاند، روزی دوباره جایگاه خود را در جامعه به دست خواهند آورد.
«یگانه امید من زنان سرزمینم هستند. درست است که مانند من میلیونها دختر از آموزش و کار باز ماندهاند، اما مطمئن هستم روزی میرسد که همین زنان آزادی را برای ما میآورند.»
پنج سال پس از بازگشت طالبان، روایت شمسیه در کنار آمار میلیونها دختر محروم از آموزش، تصویری از نسلی است که فرصتهایش محدود شده، اما امید به بازپسگیری حق آموزش، کار و انتخاب را همچنان زنده نگه داشته است.