نامه سکینه پروانه از زندان اوین:«برای لغو مجازات اعدام باید دست به دست هم بدهیم»

سکینه پروانه، زندانی سیاسی کورد محبوس در زندان اوین با انتشار نامه‌ای با مروری بر خاطرات خود از اعدام چندین نفر از همبندی‌های خود طی هشت سال حبس خود، نوشت: «برای لغو مجازات اعدام باید دست به دست هم بدهیم.»

مرکز خبر- امروز چهارشنبه ۸ اسفندماه، سکینه پروانه، زندانی سیاسی کورد محبوس در زندان اوین در واکنش به افزایش اعدام‌ها در ایران و صدور احکام برای دو همبندی خود وریشه مرادی و پخشان عزیزی و همچنین تأیید حکم اعدام شریفه محمدی توسط دیوان عالی کشور، یادداشتی منتشر کرد و نوشت: «برای لغو مجازات اعدام باید دست به دست هم بدهیم. مهم نیست محکوم به اعدام با چه جرمی و از چه نژادی و ملیتی است. ما باید برای لغو مجازات اعدام در برابر هر حکم مرگی بایستیم. ما باید با هم و یک صدا، در کنار خانواده‌های محکومان، بدون در نظر گرفتن جرمشان «نه به اعدام» را فریاد کنیم.

 

متن کامل نامه سکینه پروانه به شرح زیر می‌باشد:

من سکینه پروانه، زندانی سیاسی که تاکنون حدود هشت سال از عمر خود را در زندان‌های مختلف جمهوری اسلامی و با زندانیانی با جرائم مختلف محبوس بوده‌ام، برای شما روایتی دارم از اجرای احکام مرگ و تاثیراتی که می‌تواند تا سال‌ها بعد حتی بر اطرافیان و آشنایان محکوم بر جای بگذارد.

طی این سال‌ها با محکومان به مرگ بسیاری با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی زندگی کرده‌ام که بسیاری‌شان سربه‌دار شدند و بسیاری دیگر هنوز در رندان هستند یا سایه‌ی مرگ بر سرشان تحمل حبس می‌کنند.

یک زندانی محکوم به مرگ در تمام لحظات با تصور اینکه برای اجرای حکم صدایش بزنند زندگی می‌کند. هر بار که برای کاری به بیرون از بند صدایش می‌زنند، طناب دار را بر گردن خود می‌بیند. اگر دقایقی طولانی‌تر از حد معمول به بند برگردد، همبندیان تصور می‌کنند شاید قرار است دیگر برنگردد و برای اجرای حکم منتقل شده باشد. ما هر روز و هر لجظه با سایه‌ی مرگ بر سرمان زندگی می‌کردیم. جمهوری اسلامی با بر پا کردن چوبه‌های دار برای مخالفان سیاسی شروع به کار کرد و در سال‌های بعد که قدرت را به طور کامل در دست گرفت، افراد زیادی را به اتهامات غیرسیاسی به اعدام محکوم و سر به دار کرد. در مرور تاریخچه‌ی جمهوری اسلامی شاهدیم صدها هزار نفر با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی همچون مواد، قتل، سرقت، تجاوز و... کشته شدند. اعدام مجازاتی است که حتی برای کسی که واقعاً جرمی مرتکب است نیز باید متوقف شود. مجازات اعدام هرگز بازدارنده‌ نبود. اما حکومت‌هایی که دچار فساد هستند و مشروعیتی ندارند، با استفاده از مجازات اعدام و مشروع نشان دادن آن، مخالفان سیاسی خود را نیز به راحتی حذف می‌کنند. همانطور که در ایران شاهدیم، سالانه هزاران نفر با اتهامات مختلف غیرسیاسی کشته و سر‌به‌دار می‌شوند و این راه را برای کشتن مخالفان سیاسی نیز هموار می‌کند.

من هم‌اکنون در بند زنان زندان اوین با دو زندانی محکوم به اعدام هم‌بند هستم. وریشه مرادی و پخشان عزیزی که با سناریوسازی رژیم با حکم مرگ مواجه شده‌اند.

اخیراً احکام پخشان عزیزی، شریفه محمدی، مهدی حسنی و بهروز احسانی نیز در دیوان عالی کشور تایید شد و بسیاری دیگر مثل محمدجواد وفایی‌ثانی هر لحظه در خطر حکم هستند.

شنیدن این اخبار تکان‌دهنده باعث شد خاطرات زندگی با زنان محکوم به مرگ در ذهنم مرور شود.

سال گذشته و قبل از انتقال به اوین، یکی از همبندی‌هایم به نام منیره نوری‌کیا (زنی حدوداً ۳۰ ساله) را بعد از حدود چهار سال تحمل حبس از بند خارج کردند. منیره متهم به قتل بود و «باید» مجازات می‌شد. اما چرا اعدام؟ یعنی جمهوری اسلامی نمی‌تواند انسان‌هایی را که مجرم هستند، بدون آنکه به قتل برساند، محاکمه و مجازات کند!؟ منیره در ماه‌های آخر زندگی در تلاش بود از خانواده‌ی شاکی رضایت بگیرد اما به دلیل تخلفات کوچکی که در زندان داشت از حق تماس محروم بود و نهایتا بدون آنکه بتواند با شاکی پرونده‌اش تماس بگیرد، سر‌به‎دار شد.

محبوبه روشندل نیز هنوز ۳۰ سالش نشده بود که سحرگاه یکی از روزهای شهریور ۱۴۰۲، در حالی که از ترس زبانش بند آمده بود و گردنش کج و قفل شده بود، کشان‌کشان از بند یک زندان وکیل‌آباد مشهد به سمت جایگاه اعدام برده شد.

بعد از رفتن منیره و محبوبه که دو نمونه‌ی اخیر از ده‌ها تجربه هم‌زیستی‌ام با محکومان به مرگ است، فشارهای زیادی بر همه‌مان وارد شد که تاثیرات آن هرگز از ذهنمان پاک نشد و آجری دیگر بر دیوار بلند خشم و کینه‌مان نسبت به حکومت‌های جبار که با سرکوب و کشتن انسان‌ها قدرت خود را حفظ می‌کنند ایجاد شد.

برای لغو مجازات اعدام باید دست به دست هم بدهیم. مهم نیست محکوم به اعدام با چه جرمی و از چه نژادی و ملیتی است. ما باید برای لغو مجازات اعدام در برابر هر حکم مرگی بایستیم. ما باید با هم و یک صدا، در کنار خانواده‌های محکومان، بدون در نظر گرفتن جرمشان «نه به اعدام» را فریاد کنیم.

وقتی کسی زیر حکم اعدام است، نمی‌پرسیم چکار کرده بود؟ به جای این سوال برای لغو مجازات اعدام یک‌صدا می‌شویم.