مانیفست جنبش مستقل زنان افغانستان منتشر شد

جنبش مستقل زنان افغانستان مانیفست خود را دربارەی ''عدالت جنسیتی ضدسرمایه‌دارانه، دفاع و جنبش'' منتشر کرد.

 

مرکز خبر

در آستانەی نشست ''صلح افغانستان'' در استانبول، نگرانی‌ها در میان کنش‌گران  و فعالان افغانستان و به‌ویژه زنان افزایش یافته است. آنها بیم بازگشت طالبان و به قدرت رسیدن دوبارەی آنها را دارند،  قدرت‌های غربی از خطرات مذاکرات صلح چشم پوشی کرده  و مطالبات زنان و دیگر گروه‌های اقلیتی را نادیده گرفتەاند، این هراس‌ها سبب افزایش فعالیت‌های جنبش زنان در داخل و خارج افغانستان شده است.

جنبش مستقل زنان افغانستان در واکنش به مسائل سیاسی اخیر، که  آزادی زنان را تحت شعاع قرار می‌دهد و همچنین دربارەی ستم‌هایی که در طول تاریخ بر زنان افغانستان روا شده، مانیفست جدید خود را منتشر کرد، در این مانیفست چنین آمده است: ''دهه‌هاست زنان افغانستان در زندان سنت، مذهب و پدر ـ مردسالاری گرفتاراند. در تاریخ معاصر این عاملیت زنان بوده‌ است که همواره در حوزه‌های خصوصی و عمومی به صورت قهرآمیز سلب شده و آنان را در هیات دیگران، آسیب‌دیدگان، قربانیان، غارت‌شدگان، مطرودان و حذف‌شدگان تقلیل داده است. زنان سال‌هاست عامدانه به پستوهای تاریخ رانده شده‌اند و به گونه‌ای ساختاری و نظام‌مند از پیش‌فرض‌های بنیان زندگی طبیعی و انسانی‌، کرامت بشری، آزادی، برابری و برخورداری از حق آموزش، کار، مشارکت معنادار، عادلانه و پایدار محروم مانده‌اند''.

مانیفست جنبش مستقل زنان افغانستان مبارزه‌ای را در  سه محور ستم، طبقه و جنسیت و نژاد را در کنار یکدیگر در نظر گرفته است. در این مانیفست هدف جنبش تصور ''عدالت جنسیتی در شکلی ضدسرمایه‌دارانه''  عنوان شده و در متن چنین آمده است: ''فلسفه‌ی ما استوار بر مجموعه‌ای پویا و متکثر از دانش، انگیزه، تلاش و عمل مستقلانه و داوطلبانه‌ی تمام زنان افغانستان برای تحقق برابری‌‌ست. جریانی خودجوش و خودبسنده از شیوه‌های متفاوت کنش و فعالیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و … که در تسلط و مالکیت هیچ دولت، فرد، حلقه، حزب یا سازمانی نمی‌گنجد. ایده‌ی ایجاد این جنبش‌ برآمده از اندیشه و عمل تک تک کسانی ست که از نابرابری و نظام حذف و سرکوب در افغانستان به ستوه آمده‌اند. زنان و جنبش مستقل آنان با نقد دیالکتیک سرکوب و رونمایی از ارکانِ فلسفی و عملی گفتمان تفکیک، تبعیض و ستم، در صدد دفاع از مبانی و حقوقی‌ست که به سختی و از دل مقاومت و مبارزه‌ی فراگیر تمام اقشار زنان میراث مانده است''.

 

در این مانیفست به قطعنامەی اخیر بین طالبان و دولت افغانستان نیز اشاره شده، نویسندگان مانیفست ریشەی بخش عمده‌ای از ستم‌ها و بحران‌های گوناگون را در ''نظام اقتصادی نوین جهانی''  عنوان کردەاند و چنین نوشتند: ''ما به روشنی واقفیم که در این عصر بیش از هر زمان دیگری در کانون بحران‌های منطقه‌ای و پیامدهای ناگوار سرمایه‌داری جهانی‌شده زندگی می‌کنیم. تصادفی نیست که تداوم بی‌ثباتی‌ها، جنگ‌ها و خشونت‌ها در این‌سوی جهان، کوچ‌های بزرگ و میلیونی گروه‌های انسانی را به سوی دیگر جهان در پی دارد''.

فعالان جنبش مستقل زنان افغانستان، بر خودآیینی زنان تاکید و رویکردهای ''تمرکزگرا، طبقاتی و سفارشی مسلط در طرح و بسط مطالبات زنان'' را به نقد کشیدە و در عین حال رویکرد ''نئولیبرال'' وارداتی به جنبش زنان در افغانستان را رد کرده و چنین نوشتەاند: ''در دو دهه‌ی گذشته و در امتداد روی کار آمدن نظام نئولیبرال ناکارآمد، متمرکز، فاسد و مصادره‌جو، شکلی از رویکرد "نئولیبرالی" در حوزه‌ی مسایل زنان روی کار آمد و عمومیت یافت که مجال معرفی و بالندگی فمینیسم فراگیر، مستقل و مبارزه‌طلب و امکان تفکیک آن از فعالیت‌های شرکتی - پروژه‌ای را به امری اگر نه ناممکن و دشوار بدل کرده است. به باور ما، صعود تبلیغاتی زنان طبقه‌ی مسلط و نخبه به مناصب عالی قدرت هیچ تأثیر و پیوندی با بهبود و تغییر زندگی اکثریت زنان در افغانستان ندارد و نداشته است''.

فعالان جنبش مستقل زنان افغانستان در انتهای مانیفست به بسنده نکردن دربارەی تولید و تکثیر متن مانیفست، موضع‌گیری و اعلام فراخوان‌های مردمی در حالت فعلی اشاره کرده و چنین گفتند: ''جنبش مکلف است تا در بلند مدت انزوا و انقطاع تاریخی‌ رگه‌های بومی مبارزه‌ی بومی زنان در افغانستان را به بدنه‌ی منطقه‌ای و جهانی آن پیوند بزند''.