چرخه مرگ در ایران؛ از اعدام تا کشتار خیابانی و سکوت جهانی
در شرایطی که اعدامها، قتل شهروندان و فشار بر خانوادههای دادخواه همچنان ادامه دارد، سازوکارهای سرکوب در ایران بدون مانع جدی ادامهدر است؛ همزمان، بیعملی جامعه جهانی به تداوم این وضعیت دامن زده است.
مرکز خبر- امروز شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵ ، در حالیکه گزارشها از اجرای همزمان چندین حکم اعدام در زندانهای مختلف، کشته شدن شهروندان در مناطق مختلف و افزایش فشار بر خانوادههای دادخواه حکایت دارد، روند سرکوب در شکلهای تازهای ادامه یافته است؛ از انتقالهای بیاطلاع زندانیان و محدودیت ارتباط با خانوادهها گرفته تا برخوردهای خشونتآمیز در خیابان و مرزها، مجموعهای از رخدادها تصویری از یک بحران عمیق و ساختاری را ترسیم میکند که در سایه سکوت و واکنشهای محدود بینالمللی، هر روز گستردهتر میشود.
تداوم اعدامها؛ از سنه تا شیراز و قزلحصار
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بامداد چهارشنبه ۱۰ تیرماه، حکم اعدام یک زندانی اهل سقز در زندان مرکزی سنندج به اتهام غیرسیاسی اجرا شد. این زندانی نزدیک به ۱۸ سال را با حکم قطعی اعدام در زندان سپری کرده بود؛ وضعیتی که در ادبیات حقوق بشری از آن به عنوان «راهروی مرگ» یاد میشود و آثار روانی و انسانی سنگینی بر زندانی و خانواده او بر جای میگذارد.
در همان روز، یک زندانی اهل شهرستان فسا نیز پس از حدود هشت سال حبس در زندان عادلآباد شیراز اعدام شد. همچنین یک زندانی اهل تهران در زندان قزلحصار کرج به دار آویخته شد.
علاوه بر این، گزارشهایی از اجرای حکم اعدام یک زندانی لُر ساکن ورامین در زندان قزلحصار کرج و همچنین اعدام هشت زندانی دیگر در زندانهای شیراز و قزلحصار منتشر شده است که نشاندهنده تداوم روند نگرانکننده اجرای احکام اعدام در نقاط مختلف ایران است.
افزایش سرکوب همزمان با ابقای رئیس قوه قضائیه
در شرایطی که شمار اعدامها و احکام سنگین قضایی رو به افزایش است، رئیس قوه قضاییه با وجود کارنامهای که همواره با انتقاد نهادهای حقوق بشری همراه بوده، برای پنج سال دیگر در سمت ریاست قوه قضائیه ابقا شد.
این انتصاب در حالی صورت گرفته که طی سالهای گذشته، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به دلیل صدور احکام اعدام، برخورد با معترضان، بازداشتهای گسترده، اعترافات اجباری و محدود کردن آزادیهای مدنی، بارها هدف انتقاد سازمانهای بینالمللی قرار گرفته است.
انتقالهای مخفیانه و نگرانی خانوادههای زندانیان
در روزهای اخیر، همزمان با افزایش اجرای احکام اعدام، گزارشهای متعددی از انتقال زندانیان بدون اطلاع خانوادهها و حتی بدون اطلاع خود زندانیان به سلولهای انفرادی منتشر شده است؛ اقدامی که همواره نگرانیها درباره اجرای ناگهانی احکام اعدام را افزایش داده است.
همچنین اختلال گسترده در تماسهای تلفنی زندانیان، قطع ارتباط بسیاری از آنان با خانوادههایشان و بیاطلاعی خانوادهها از وضعیت عزیزانشان، نگرانی فعالان حقوق بشر را دوچندان کرده است.
فشار بر خانوادههای دادخواه؛ مجازاتی فراتر از زندان
در کنار فشار بر زندانیان، خانوادههای آنان نیز همچنان با انواع فشارهای امنیتی، اقتصادی و روانی روبهرو هستند.
نمونهای از این وضعیت، خانواده زندانی سیاسی بلاتکلیفی است که ۱۶۹ روز بدون تعیین تکلیف در زندان قزلحصار نگهداری میشود. خانواده او از مشکلات شدید معیشتی، هزینههای سنگین وکالت، خطر از دست دادن محل سکونت و رد درخواست مرخصی حتی در شرایط بستری بودن پدر این زندانی در بخش مراقبتهای ویژه خبر دادهاند.
در بسیاری از پروندههای امنیتی نیز خانوادههای دادخواه با احضار، تهدید، ممنوعیت اطلاعرسانی، فشار برای سکوت و محرومیت از حقوق اولیه مواجه هستند؛ روندی که به گفته نهادهای حقوق بشری به ابزاری برای خاموش کردن صدای مطالبهگران عدالت تبدیل شده است.
کشتار شهروندان؛ از مهاباد تا زاهدان و نوسود
در روزهای گذشته، گزارشهای متعددی از کشته شدن شهروندان به دست نیروهای نظامی و امنیتی منتشر شده است.
در مهاباد، یک جوان ۱۹ ساله کورد بر اثر حمله شخصی بسیجی جان باخت؛ رخدادی که با اعتراضهای گسترده مردمی، اعتصاب بازاریان و مراسم تشییع پرشمار همراه شد.
همچنین در مرز شوشمی نوسود در کرماشان نیز، کولبر ۵۷ ساله اهل شهرستان روانسر، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای هنگمرزی جان خود را از دست داد.
در زاهدان نیز نیروهای نظامی در منطقه پوگی با تیراندازی به یک خودروی سواری، دو شهروند بلوچ را کشتند و پیکر آنان را با خود منتقل کردند؛ اقدامی که نگرانیها درباره تحویل ندادن اجساد به خانوادهها را افزایش داده است.
همچنین رسانههای حکومتی از کشته شدن سه شهروند دیگر و بازداشت یک نفر در جریان عملیات امنیتی در زاهدان خبر دادهاند، اما تاکنون هویت این افراد و جزئیات حادثه به صورت مستقل تأیید نشده است.
همچنین بر اساس اطلاعات اولیه منتشرشده، تنها در سه رویداد امنیتی طی یک روز، هفت شهروند بلوچ کشته شدهاند.
تحویل ندادن پیکرها؛ رنج مضاعف خانوادهها
در کنار افزایش کشتارها، گزارشهایی نیز از انتقال پیکر برخی کشتهشدگان توسط نیروهای امنیتی و محروم کردن خانوادهها از تحویل فوری اجساد منتشر شده است؛ رویکردی که در سالهای اخیر بارها در پروندههای امنیتی و اعتراضات سراسری نیز مشاهده شده و به یکی دیگر از ابزارهای فشار بر خانوادههای دادخواه تبدیل شده است.
درواقع جلوگیری از برگزاری مراسم سوگواری و محدود کردن حق خانوادهها برای وداع با عزیزانشان، بخشی از سیاست ایجاد رعب و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات اجتماعی است.
هشدار کارشناسان حقوق بشر درباره موج جدید اعدامها
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر، هشدار داده است که جمهوری اسلامی پیش از آغاز جنگ، در جریان درگیریها و حتی پس از برقراری آتشبس، سرکوب مخالفان را به شکل محسوسی افزایش داده است.
به گفته او، از آغاز جنگ تاکنون دستکم ۱۵۶ مورد اعدام ثبت شده و این روند همزمان با افزایش بازداشتها، شکنجه و سرکوب مخالفان ادامه یافته است.
او تأکید کرده است که هرگونه تعامل دولتها با جمهوری اسلامی بدون قرار دادن حقوق بشر و مطالبات مردم ایران در محور مذاکرات، نمیتواند پاسخی به بحران فزاینده نقض حقوق بشر در این کشور باشد.
بررسی آمارهای شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان نشان میدهد که تنها در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶، دستکم ۳۵ زندانی بلوچ در زندانهای مختلف ایران اعدام شدهاند و زندان مرکزی زاهدان با ثبت بیشترین تعداد اعدام، در صدر این فهرست قرار دارد.
سکوت جامعه جهانی در برابر تشدید سرکوب
در حالی که موج اعدامها، انتقالهای مخفیانه زندانیان، افزایش فشار بر خانوادههای دادخواه، کشتار شهروندان در مهاباد، زاهدان و نوسود و ادامه نقض گسترده حقوق بشر در ایران ادامه دارد، واکنش عملی و مؤثری از سوی جامعه جهانی دیده نمیشود.
فعالان حقوق بشر هشدار میدهند که تداوم این سکوت، میتواند به گسترش چرخه اعدام، خشونت، سرکوب و مصونیت عاملان نقض حقوق بشر دامن بزند؛ وضعیتی که هر روز خانوادههای بیشتری را در شهرهای سنه، سقز، شیراز، فسا، کرج، تهران، ورامین، مهاباد، زاهدان، تفتان، نوسود و روانسر در سوگ، بلاتکلیفی و دادخواهی فرو میبرد.