چالش زنبورداران اقلیم باشور کوردستان؛ عسل ارزان وارداتی بازار را بههم زده است
یک زنبوردار در اقلیم باشور کوردستان با اشاره به دشواریهای این حرفه، از واردات عسل ارزانقیمت و بیکیفیت انتقاد کرد و گفت این روند، تولید عسل طبیعی و معیشت زنبورداران محلی را با چالش روبهرو کرده است.
شلیر کویی
کویه- دِلبند رفیق، ساکن روستای توپزاوا، همراه با خانوادهاش ۲۵ سال است که به زنبورداری مشغول است. او از این راه زندگی خود و خانوادهاش را تأمین میکند. همزمان، پس از انجام کارهای خانه و رسیدگی به فرزندان، زمان خود را با زنبورها میگذراند. از گذشته، پدربزرگ و مادربزرگهای او نیز زنبورداری میکردند و او همچنان در همان مسیر خانوادگی ادامه میدهد. کار او ابتدا با خرید چند کندو آغاز شد و بهتدریج گسترش یافت و همچنان ادامه دارد.
دِلبند رفیق در گفتوگو با ما گفت: «از ماه دوم (فوریه) به زنبورها رسیدگی میکنیم تا عسل تولید کنند. هر روز به سراغشان میروم و آب مورد نیازشان را تأمین میکنم تا فصل برداشت فرا برسد. در ماه تموز (ژوئیه) برداشت عسل را آغاز میکنیم، آن را آماده کرده، داخل ظرفها میریزیم و وزن میکنیم تا برای فروش آماده شود. پس از آن، زنبورها را به کوهستانهای گرمسیری میبریم، چون اینجا هوا گرم میشود. در کوهستان، با آغاز بهار دوباره گلها میرویند و زنبورها بار دیگر عسل تولید میکنند. تا ماه نهم (سپتامبر) دوباره آنها را به کویه بازمیگردانیم»
این زنبوردار پنهان نکرد که پرورش زنبور کاری بسیار دشوار است و آنها هر روز درگیر مراقبت از زنبورها هستند، اما در عین حال این کار را لذتبخش میداند؛ کاری که به آن عادت کردهاند. او گفت: «سختترین زمان وقتی است که زنبورها دچار بیماری میشوند و داروی مناسب وجود ندارد و نهادهای مسئول نیز در تأمین نیازها همکاری نمیکنند.»
«واردات عسل خارجی به عسل طبیعی اقلیم باشور کوردستان آسیب میزند»
دِلبند رفیق درباره یکی دیگر از مشکلات زنبورداری گفت: «زمان فروش با مشکل روبهرو هستیم. میبینیم عسل ایران و کشورهای دیگر با قیمت کیلویی پنج هزار تومان وارد میشود، در حالی که کیفیت خوبی ندارد. عسل کردستان بهترین عسل است، چون گل و پوشش گیاهی زیادی داریم. حتی اگر ما عسل خود را کیلویی ۲۵ هزار تومان بفروشیم، هزینههای تولیدمان تأمین نمیشود. بنابراین باید جلوی واردات چنین عسلهایی گرفته شود. چگونه ممکن است عسل کیلویی پنج هزار تومان باشد؟ اگر هم کیفیت نداشته باشد یا فقط شکر باشد.»
روزی ۲۵ بار نیش زنبور خوردهام
در پایان گفتوگو، چند بار زنبورها به دِلبند حمله کردند و ناچار شدند از میان باغ زنبورها خارج شوند. او گفت: «گاهی در یک روز ۲۴ یا ۲۵ بار نیش زنبور میخورم، اما چیزی نمیشود. همه ما عادت کردهایم؛ فقط یکی از فرزندانم به نیش زنبور حساسیت دارد. غیر از او، همه عادت کردهایم. حتی همیشه زنبورها وارد خانه ما میشوند و اگر مهمانی داشته باشیم ممکن است مهمان را نیش بزنند.»
او افزود: «زنبورها از لباسهای تیره خوششان نمیآید و گاهی وقتی کسی وارد میان آنها میشود یا پرندهای از میانشان عبور میکند، عصبانی میشوند و از خود دفاع میکنند. البته نوع زنبورهای ما که به آنها "زنبور کارمیکا" گفته میشود، زنبورهای ضعیفی هستند، چون نژادهای مختلفی دارند و بسته به موقعیت جغرافیایی، طعم عسل نیز تغییر میکند.»
«اگر علاقه و مهارت باشد، زنان توانایی زیادی دارند»
دِلبند رفیق در پایان سخنانش گفت: «همسرم نهتنها در نگهداری زنبورها کمکم میکند، بلکه در آمادهسازی محصولات و فروش عسلها از طریق ارتباطات اجتماعی و حسابهای کاربریام نیز همراه من است. دوستانم هم بسیار تشویقم میکنند. به نظر من زنان توانایی زیادی دارند، اگر علاقه و مهارت داشته باشند.»
او افزود: «برخلاف کسانی که میگویند زنان از عهده کاری برنمیآیند، ما زنان حتی در برخی کارها از مردان بااستعدادتریم، بهویژه در کارهای سختی مانند زنبورداری که کاری بسیار دشوار است.»