شهری با شنل قرمز: برای آزادی تا کجا باید سفر کرد؟

گاهی انسان از شهری می‌گریزد، از خانواده‌ای، از خاطراتی، و از زندگی‌ای که دیگر یارای نفس کشیدن در آن را ندارد. اما مگر می‌شود از خویشتنِ خویش نیز گریخت؟

 

مرکز خبر – آصلی اردوغان در رمان «شهری با شنل قرمز»، ما را با خود به ریو دو ژانیرو می‌برد؛ شهری که هم‌زمان هم با نور و زیبایی‌اش شناخته می‌شود و هم با تاریکی، فقر و خشونت‌اش.

اُزگور زنی جوان است که استانبول را پشت سر می‌گذارد و راهی ریو می‌شود. او می‌خواهد در آنجا زندگی را از نو آغاز کند، از گذشته‌اش فاصله بگیرد و شاید آزادی‌ای را که در زادگاه نیافته بود، کشف کند. اما ریو برای او صرفاً یک شهر تازه نیست، بلکه تبدیل به آینه‌ای تمام‌نما از درون خودش می‌شود. هرچه اُزگور بیشتر در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر پیش می‌رود، بیشتر در عمق وجود خود نیز غوطه‌ور می‌گردد.

آصلی اردوغان در این رمان، بی‌پیرایه اما عمیق می‌پرسد: آزادی چیست؟ گریختن از جایی که در آن به تنگ آمده‌ایم، یا به آرامی رسیدن به خودِ خویش؟

او در فعالیت‌های ادبی و نویسندگی‌اش، بیش از هر چیز بر موضوعاتی چون زن‌بودن، آزادی، تنهایی، تن‌مندی و مرزهایی که جامعه بر زنان تحمیل می‌کند، تمرکز دارد. در بسیاری از نوشته‌هایش، زنان صرفاً شخصیت‌های داستان نیستند؛ بلکه زنانی هستند که می‌خواهند صدای خود را طنین‌انداز کنند، در برابر چارچوب‌های دیکته‌شده بایستند و سرگذشت خویش را به دست خود رقم بزنند.

«مرد پوست‌پوسته» (کابوک آدام)، «ماندارین معجزه‌آسا» (موجزه‌وی ماندارین)، «عمارت سنگی و دیگران» (تاش بینا و دیگرری) و «شهری با شنل قرمز» (کیرمیزی په‌لرینلی کنت) از جمله‌ی آثار شاخص او هستند. کتاب «عمارت سنگی و دیگران» به‌ویژه با مفاهیم حبس، تنهایی و آزادی گره خورده است. در «شهری با شنل قرمز» نیز جست‌وجوی زنی برای ساختن زندگی و آزادیِ نوین، در کانون توجه قرار دارد.

شاید بتوان کشوری را عوض کرد، زبانی را تغییر داد، خانه‌ای را رها کرد و در شهری دوردست، سرپناهی نو ساخت. اما این پرسش‌ها هم‌چنان پابرجایند: آیا انسان می‌تواند درِ خاطرات را به روی گذشته ببندد؟ اگر بتوانی همه‌چیز را پشت سر بگذاری و در نقطه‌ای دیگر از صفر آغاز کنی، مقصدمان کجاست؟

شاید دورترین راه، آن مسیری نباشد که ما را از شهری به شهر دیگر می‌برد؛ بلکه دورترین راه، سفری است که انسان را به درون خویش می‌رساند.

آصلی اردوغان در ۸ مارس ۱۹۶۷ در استانبول متولد شد و تک فرزند خانواده‌ است. او که از موفق‌ترین نویسندگان زن نسل جدید به شمار می‌رود، یکی از نخستین زنان فیزیک‌دان ترکیه‌ای است که در سازمان پژوهش‌های هسته‌ای اروپا (سرن) فعالیت کرده است.     

وی که از اعضای هیئت مشاوران تحریریه‌ی روزنامه‌ی «اُزگور گوندِم» بود، در ۲۰ آگوست ۲۰۱۶ در جریان تحقیقات پیرامون این روزنامه بازداشت شد و پس از تحمل ۱۳۳ روز حبس، سرانجام در ۲۹ دسامبر ۲۰۱۶ آزاد گردید.