حملات ۶ و ۷ سپتامبر ۱۹۵۵؛ روایت پنهان خشونت علیه زنان و کودکان

حملات ۶ و ۷ سپتامبر ۱۹۵۵ در استانبول، تنها به غارت خانه‌ها، فروشگاه‌ها و اماکن مذهبی غیرمسلمانان محدود نشد؛ روایت‌های تاریخی از تجاوز، شکنجه و خشونت جنسی علیه زنان و کودکان نیز در جریان این حملات حکایت دارند.

مرکز خبر- حوادث ۶ و ۷ سپتامبر ۱۹۵۵ یکی از بحث‌برانگیزترین حملات سازمان‌یافته در تاریخ معاصر ترکیه به شمار می‌رود؛ حملاتی که در جریان آن اموال و اماکن مذهبی متعلق به غیرمسلمانان در استانبول هدف قرار گرفت و شبی را رقم زد که آثار اجتماعی و روانی آن همچنان در حافظه جمعی باقی مانده است.

در برخی شب‌ها، چهره خیابان‌ها پس از وقوع حادثه دوباره به حالت عادی بازمی‌گردد؛ صبح‌ها پیاده‌روها تمیز می‌شوند، پنجره‌های شکسته تعویض و درهای فروشگاه‌های غارت‌شده دوباره باز می‌شوند. اما برخی زخم‌ها با گذشت زمان از بین نمی‌روند. در شب ۶ و ۷ سپتامبر ۱۹۵۵، غارت در استانبول تنها خانه‌ها، فروشگاه‌ها، کلیساها و گورستان‌ها را هدف نگرفت، بلکه زندگی، خاطرات و کرامت انسان‌ها را نیز تحت تأثیر قرار داد و زخم‌هایی بر جای گذاشت که هنوز روایتگر آن ساعات خشونت‌بار هستند.

اگرچه تصاویر فروشگاه‌های ویران‌شده، اموال پراکنده و جمعیت خشمگین بخش شناخته‌شده این واقعه را تشکیل می‌دهند، روایت‌های دیگری نیز سال‌ها در سکوت باقی ماندند؛ زنانی و کودکانی که در سکوت ترس را تجربه کردند و نتوانستند درباره آنچه بر آنها گذشته بود سخن بگویند. پیامدهای این حملات فراتر از آمار رسمی خسارت‌های مالی بود و بنا بر برخی شهادت‌های ثبت‌شده، خشونت جنسی، شکنجه و تحقیر صدها زن و کودک را نیز دربرمی‌گرفت؛ بخشی تاریک از تاریخ آن شب که کمتر در روایت‌های عمومی بازتاب یافته است.

 

نادیده گرفتن بُعد انسانی

در جریان حملات ۶ و ۷ سپتامبر، ۴۲۱۴ خانه، ۱۰۰۴ فروشگاه، ۷۳ کلیسا، یک کنیسه یهودیان، دو صومعه و ۲۶ مدرسه هدف قرار گرفتند. بر اساس برخی اسناد، در مجموع ۵۳۱۷ مکان، از جمله کارخانه‌ها، هتل‌ها و کافه‌ها، آسیب دیدند.

سال‌ها پس از این حوادث، تمرکز اصلی بیشتر بر خسارت‌های مالی قرار داشت و ابعاد انسانی آن کمتر مورد توجه بود. تصاویر آن دوره نیز عمدتاً فروشگاه‌های غارت‌شده در خیابان استقلال و انبوه اموالی را نشان می‌داد که در خیابان‌ها پراکنده شده بودند.

بر اساس داده‌های «هلسینکی ووتچ» که امروزه با نام «دیده‌بان حقوق بشر» شناخته می‌شود، ۱۵ نفر در این حملات جان خود را از دست دادند و صدها نفر زخمی شدند. شمار زیادی از یونانیان ساکن ترکیه پس از این حوادث ناچار به مهاجرت به یونان شدند و ارامنه نیز به اروپا و آمریکا مهاجرت کردند.

در حالی که حملات علیه غیرمسلمانان در روایت‌های تاریخی عمدتاً به‌عنوان حمله به اموال و اماکن مذهبی توصیف شده است، تجربه زنان تقریباً از این روایت‌ها حذف شده است. بر اساس برخی شهادت‌های ثبت‌شده، زنان مستقیماً هدف خشونت علیه بدن خود قرار گرفتند؛ موضوعی که در بسیاری از روایت‌های رایج از آن شب کمتر دیده می‌شود.

دیمیتریوس کالومینوس، عکاس کلیسای ارتدوکس یونانی که وقایع ۶ و ۷ سپتامبر را ثبت کرده بود، بخشی از شهادت‌های مربوط به این حوادث را در کتاب خود با عنوان «مصلوب شدن مسیحیت» که سال ۱۹۶۶ در آتن به زبان‌های انگلیسی و یونانی منتشر شد، گردآوری کرد. او در این کتاب از مواردی از آزار و خشونت جنسی سخن گفته و شمار زنانی را که در جریان این حوادث مورد تعرض و شکنجه قرار گرفتند، حدود ۲۰۰ نفر عنوان کرده است.

در این کتاب همچنین روایت‌هایی از تجاوز و شکنجه زنان یونانی، از جمله زنان سالمند، آمده است. کالومینوس در بخشی از کتاب از خشونت شدید علیه زنان و همچنین قتل و هتک حرمت اجساد سخن گفته و تأکید کرده است که هزاران یونانی در آن شب مورد ضرب‌وشتم، شکنجه، تحقیر و آزار قرار گرفتند و برخی نیز بعدها بر اثر ترس، بیماری، جراحات و فشار روانی جان باختند.

در گورستان یونانی شیشلی نیز شماری از قبرها تخریب و نبش قبر شدند و به اجساد و استخوان‌ها بی‌حرمتی شد. در برخی روایت‌ها آمده است که مهاجمان جمجمه‌ها را به‌عنوان توپ در محوطه گورستان می‌غلتاندند و همزمان شعارهای تمسخرآمیز سر می‌دادند؛ رفتاری که شدت تحقیر جامعه یونانی و نمادهای مذهبی و اجتماعی آن را نشان می‌داد.

با این حال، تأکید شده است که روایت‌های موجود، تمام ابعاد ماجرا را بازتاب نمی‌دهند و بسیاری از شهادت‌ها هرگز منتشر نخواهند شد. سکوت پس از آن شب، به گفته این روایت‌ها، شکافی در حافظه تاریخی نسل‌های بعد ایجاد کرد؛ چرا که بخش بزرگی از حوادث در سکوت و شرم مدفون ماند.

 

کابوسی هولناک

پس از حملات ۶ و ۷ سپتامبر ۱۹۵۵، برخی موارد تجاوز و آزار جنسی به کنسولگری یونان گزارش شد. برخی منابع شمار زنانی را که طی این دو روز مورد تجاوز قرار گرفتند، حدود ۴۰۰ نفر اعلام کرده‌اند. قربانیان تنها زنان بزرگسال نبودند و در برخی روایت‌ها از کودکانی نیز نام برده شده که هدف خشونت جنسی قرار گرفتند.

اسپیروس وریونیس نیز در کتاب خود با عنوان «مکانیسم فاجعه» به این حوادث پرداخته و نمونه‌هایی از کتاب «معجزه: یک داستان واقعی» نوشته لئونیداس کوماکیس، منتشرشده در سال ۱۹۹۵، را آورده است. در یکی از این روایت‌ها، گروهی از مهاجمان دختربچه‌ای شش‌ساله را در خیابان محاصره و به فردی تحویل می‌دهند که به گفته راوی، او را مورد تجاوز قرار می‌دهد.

دلیک گوون نیز در کتاب «حوادث ۶ و ۷ سپتامبر»، با استناد به روایت یورگوس آدوسوغلو، پزشک حاضر پس از این حوادث، از تأثیر حملات بر زنان نوشته است. به گفته آدوسوغلو، برخی نیروهای پلیس پس از حوادث با او تماس گرفتند و زنانی که به بیمارستان منتقل شده بودند، به دلیل ترس و فشار روانی قادر به صحبت درباره آنچه بر آنها گذشته بود، نبودند.

او در روایت خود می‌گوید موارد متعددی از تجاوز در خانه‌های زنان رخ داده بود و شماری از آنان بعدها موضوع را به کنسولگری یونان گزارش کردند. آدوسوغلو همچنین روایت کرده است که وقتی از یکی از مأموران پلیس پرسید اگر صدها نفر در یک شب به همسر یا دختر او تعرض کنند، چه واکنشی نشان خواهد داد، مأمور پاسخ داد که سکوت خواهد کرد.

این روایت‌ها نشان می‌دهد که ابعاد انسانی حوادث ۶ و ۷ سپتامبر ۱۹۵۵ بسیار فراتر از تصاویر شناخته‌شده غارت و تخریب بود؛ بخشی از خشونت‌هایی که برای دهه‌ها در سکوت باقی ماند و تجربه زنان و کودکان در میان روایت‌های تاریخی آن کمتر شنیده شد.