بحران مهاجرت افغانستان؛ از کوچ اجباری تا بازگشت ناامن زیر سایه طالبان
مهاجرت در افغانستان در سالهای اخیر به یکی از عمیقترین بحرانهای انسانی تبدیل شده است؛ بازگشت اجباری هزاران افغان به کشوری که خود با بحرانهای چندلایه روبهرو است، وضعیت انسانی نگرانکنندهای را بهوجود آورده است.
بهاران لهیب
افغانستان- مهاجرت در این کشور پدیدهای تاریخی است، اما در دهههای اخیر بهشدت گسترده و پیچیده شده است. میلیونها افغان به دلیل شرایط دشوار زندگی مجبور به ترک کشور شدهاند و این روند همچنان ادامه دارد.
نخستین عامل اصلی مهاجرت، ناامنی و جنگهای طولانیمدت است. دههها درگیری، از اشغال شوروی گرفته تا جنگهای داخلی و بازگشت طالبان، مردم را در وضعیت بیثباتی دایمی قرار داده است. پس از کودتای هفت ثور ۱۳۵۷ و به دنبال آن، تهاجم نظامی شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸، مهاجرت از یک پدیده محدود به یک کوچ گسترده و اجباری تبدیل شد. پیش از آن، تنها شمار اندکی از افغانها برای تحصیل یا تجارت کشور را ترک میکردند، اما پس از این تحولات، مهاجرت به راهی برای نجات جان و فرار از جنگ و بیکاری تبدیل شد.
عامل دوم، بحران اقتصادی و فقر شدید است. فروپاشی ساختار اقتصادی، بیکاری گسترده و نبود فرصتهای شغلی، بهویژه پس از سال ۲۰۲۱، بسیاری را مجبور به مهاجرت کرده است.
عامل سوم، محدودیتهای اجتماعی و سیاسی، بهخصوص برای زنان است. ممنوعیت آموزش، کار و مشارکت اجتماعی زنان باعث شده است که بسیاری از خانوادهها برای تأمین آینده بهتر، تصمیم به ترک کشور بگیرند.
تغییرات اقلیمی نیز نقش مهمی در افزایش مهاجرت داشته است. خشکسالیهای پیدرپی، کمبود آب و نابودی زمینهای کشاورزی، معیشت روستاییان را تهدید کرده و آنان را ناگزیر به مهاجرت ساخته است.
مهاجرت واژهای است که برای بسیاری از افغانها با درد و رنج همراه است. پس از تحولات سیاسی و نظامی دهههای گذشته، میلیونها نفر مجبور شدند به کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان و نیز کشورهای اروپایی و امریکا پناه ببرند.
در جریان جنگهای داخلی تنظیمها (١٩٩٢– ۱۹۹۶)، شهر کابل به یکی از ویرانترین مناطق تبدیل شد. در این دوره، مهاجرت نهتنها برای حفظ جان، بلکه برای حفظ ناموس و کرامت انسانی نیز به یک ضرورت تبدیل شده بود.
در ٢٧ سپتامبر ۱۹۹۶، با به قدرت رسیدن طالبان، موج تازهای از مهاجرت آغاز شد. در مزار شریف، بامیان و مناطق شمالی کابل، موارد گستردهای از کشتار گزارش شد و هزاران خانواده مجبور شدند بهسوی مرزهای پاکستان کوچ کنند. بسیاری از این افراد در شرایط بسیار دشوار، از جمله کمبود آب و غذا، جان خود را از دست دادند.
در سال ۲۰۰۱، با ورود امریکا و تشکیل حکومت جدید، تا حدودی وضعیت بهبود یافت. تا سال ٢٠٠۵، شمار زیادی از مهاجران از کشورهای همسایه و حتی اروپا به افغانستان بازگشتند و زندگی خود را از نو آغاز کردند. بر اساس گزارشی که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) در سال ۲۰۱۲ منتشر کرده، بیش از ۵.۷ میلیون مهاجر افغان در فاصله سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ به کشور بازگشتهاند که یکی از بزرگترین روندهای بازگشت در جهان بهشمار میرود.
اما این روند پایدار نماند. از سال ۱۳۹۳ به بعد، با افزایش ناامنی، حملات انتحاری، انفجارها، قتلهای زنجیرهای، اختطاف و افزایش جرایم، موج تازهای از مهاجرت آغاز شد.
با بازگشت طالبان به قدرت در سال ٢٠٢١، وضعیت مهاجرت به شکل بیسابقهای بحرانی شد. در روزهای نخست سقوط کابل، هزاران نفر به میدان هوایی هجوم بردند و تلاش کردند کشور را ترک کنند. در این میان، ازدحام شدید و وقوع انفجار باعث کشته و زخمی شدن دهها تن، از جمله زنان و کودکان شد. روند انتقال افغانها از طریق پروازهای نظامی امریکا تا مدتی ادامه یافت و شمار زیادی از آنان به کشورهای مختلف، بهویژه ایالات متحده، منتقل شدند.
بر اساس گزارشی که خدمات تحقیقاتی کانگرس امریکا (CRS) در مارچ ۲۰۲۵ منتشر کرده، هزاران افغان منتقلشده به امریکا هنوز در وضعیت اقامتی موقت قرار دارند و با عدم قطعیت در آینده خود مواجهاند.
اخراج گسترده مهاجران از ایران و پاکستان
افغانها در طول دهههای گذشته عمدتاً به کشورهای همسایه، بهویژه ایران و پاکستان، مهاجرت کردهاند؛ کشورهایی که میزبان میلیونها مهاجر افغان بودهاند. اما در سالهای اخیر، سیاستهای سختگیرانهتری در قبال آنان اتخاذ شده است.
سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) در گزارشی به تاریخ نوامبر ۲۰۲۳ اعلام کرد که بیش از ۱.۳ میلیون افغان از پاکستان به افغانستان بازگردانده شدهاند که بخش بزرگی از این بازگشتها اجباری بوده است. همچنین، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) در گزارشی به تاریخ جون ۲۰۲۴ هشدار داده است که روند بازگشت مهاجران از ایران نیز بهطور چشمگیری افزایش یافته و در برخی روزها بیش از ۱۰ هزار نفر از مرز اسلامقلعه وارد افغانستان شدهاند.
این بازگشتها در شرایطی صورت میگیرد که افغانستان ظرفیت جذب این جمعیت عظیم را ندارد. نبود سرپناه، کار و خدمات اولیه، زندگی بازگشتکنندگان را با بحران جدی مواجه کرده است.
مهاجران افغان در اروپا و امریکا؛ در سایه تهدید اخراج
در کنار کشورهای همسایه، بسیاری از افغانها در کشورهای اروپایی نیز با وضعیت نامشخص مواجهاند. در برخی کشورها، روند رد درخواست پناهندگی افزایش یافته و شماری از مهاجران با خطر اخراج روبهرو هستند. سازمان دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch) در گزارشی به تاریخ فبروری ۲۰۲۴ اعلام کرده است که بازگرداندن افغانها به افغانستان تحت حاکمیت طالبان میتواند آنان را در معرض خطر جدی آزار و نقض حقوق بشر قرار دهد. در امریکا نیز، وضعیت بسیاری از افغانهایی که پس از سال ۲۰۲۱ منتقل شدهاند، هنوز مشخص نیست و آنان با آیندهای نامطمین روبهرو هستند.
بازگشت به کشوری ناامن
بازگشت مهاجران به افغانستان با خطرات جدی همراه است. گزارشهایی از بازجویی، نظارت و حتی تهدید بازگشتکنندگان، بهویژه کسانی که در خارج کار کرده یا با نهادهای بینالمللی همکاری داشتهاند، منتشر شده است.
طالبان ادعا میکنند که امنیت را تامین کردهاند، اما بسیاری از بازگشتکنندگان چنین احساسی ندارند. زنان و فعالان مدنی بهویژه با محدودیتهای شدید و ترس از سرکوب مواجهاند. وضعیت زنان بازگشته بسیار دشوارتر است. آنان نه تنها با فقر و بیکاری روبهرو هستند، بلکه با محدودیتهای شدید اجتماعی نیز مواجه اند که فرصتهای زندگی را برایشان بهشدت محدود کرده است.
کودکان بازگشته نیز از آموزش محروم میمانده اند. یونیسف در گزارشی که جنوری ۲۰۲۵ منتشر کرده، هشدار داده است که میلیونها کودک در افغانستان از دسترسی به آموزش محروماند و بازگشت اجباری مهاجران این وضعیت را وخیمتر کرده است.
با وجود که در و دیوارهای شهر کابل و سایر ولایات با شعارهای خوش امدید گفتن به مهاجرین تزیین شده است. اما بعد برگشت مهاجرین از ایران و پاکستان به دهها گزارش از قتل و بازداشت نظامیان پیشین، فعالین مدنی، خبرنگاران و سایرین به نشر رسیده، با وجود که تلاش شده زیاد این نوع جنایات پنهان نگه داشته شود.
مسیرهای خطرناک مهاجرت
مسیرهای مهاجرت برای افغانها بسیار خطرناک است. قاچاق انسان، عبور از مرزهای ناامن و خطرات جانی، بخشی از واقعیت تلخ این مسیرهاست. بسیاری از مهاجران در این مسیرها جان خود را از دست میدهند یا سالها در وضعیت نامشخص قانونی در کشورهای مقصد باقی میمانند.
جمعبندی
در نهایت، بحران مهاجرت افغانستان یک بحران چند بعدی است که از عوامل داخلی و خارجی ناشی میشود. جنگ، فقر، بیثباتی سیاسی، محدودیتهای اجتماعی و سیاستهای سختگیرانه کشورهای میزبان، همگی در تشدید این بحران نقش دارند.
راهحل پایدار این بحران در ایجاد صلح، بهبود اقتصاد و تضمین حقوق بشر در داخل افغانستان نهفته است. در غیر این صورت، چرخه مهاجرت و بازگشت اجباری همچنان ادامه خواهد یافت و میلیونها افغان همچنان در جستجوی زندگی امن و با کرامت، آواره خواهند ماند.