وقتی درهای آموزش بسته شد، فریما راه دیگری پیدا کرد
فریما امیر از دایکندی به بامیان آمده تا در کنار تحصیل، با راهاندازی دکانی کوچک مسیر آیندهاش را بسازد.
بهاران لهیب
دایکندی- پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان و محدودشدن دسترسی زنان و دختران به آموزش و فعالیتهای اجتماعی، بسیاری از آنان برای ادامه زندگی و حفظ استقلال خود به کسبوکارهای کوچک و فعالیتهای هنری روی آوردهاند.
در کوچهبازارچه هنر شهر بامیان، زنان در غرفههای خود لباسهای محلی و جواهرات میفروشند. فریما امیر، دختر جوانی از ولایت دایکندی، یکی از این زنان است که بهتازگی دکان کوچکی راهاندازی کرده است. او در صنف دوازدهم مدارس دینی درس میخواند و در کنار تحصیل، پیش از ظهرها در دکانش چرمهدوزی و خیاطی میکند و به فروش محصولات میپردازد.
فریما شرایط بامیان را در مقایسه با دایکندی مناسبتر میداند. به گفته او، در بامیان کورسهای آموزشی فعالاند و زنان فرصت بیشتری برای تحصیل و کار در بیرون از خانه دارند؛ اما در دایکندی، بهویژه مناطق دورافتاده، امکانات آموزشی بسیار محدود است.
او میگوید: «در آنجا کورسها نیستند و مکاتب وجود ندارند. حتی مدارس دینی هم در بعضی مناطق وجود ندارند و کورسهای خانگی نیز برگزار نمیشوند. در کل، بخش تعلیم و تربیه کاملاً تعطیل است. زنان نمیتوانند بیرون از خانه کاری انجام دهند و در فعالیتی مصروف نیستند.»
به گفته فریما، بسیاری از دختران دایکندی در خانه ماندهاند و به خیاطی و کارهای خانگی مشغولاند. محرومیت از تحصیل و نبود فرصت برای فعالیت اجتماعی، فشار روانی زیادی بر آنان وارد کرده و برخی را به ازدواج زودهنگام سوق داده است.
او میگوید: «فعلاً همه دختران در خانه هستند. در خانه خیاطی میکنند و بیشتر آنان به بیماری افسردگی دچار شدهاند. تعداد زیادی از آنها نیز در سن پایین ازدواج میکنند؛ چون نه درس میخوانند، نه میتوانند از خانه بیرون بروند و هیچ نوع مصروفیتی ندارند.»
از فرصتهای ازدسترفته تا تلاش برای ادامه تحصیل
فریما نیز پس از حاکمیت طالبان از ادامه تحصیل محروم شد. به گفته او، دایکندی پیش از این تحولات، با وجود دورافتادگی و کمبود امکانات، بهتدریج در مسیر پیشرفت قرار داشت و دختران در مکاتب و کورسهای زبان انگلیسی و آمادگی کانکور درس میخواندند؛ اما پس از بستهشدن مراکز آموزشی، بسیاری از آنان خانهنشین شدند.
فریما که نتوانست تحصیلش را در مکتب ادامه دهد، برای درسخواندن به مدارس دینی روی آورد، اما به گفته خودش، به دلیل مطرحشدن موضوع سن، با مشکل مواجه شد. این وضعیت روحیهاش را تحت تأثیر قرار داد و احساس میکرد از فرصت آموزش محروم مانده است.
در نهایت، حمایت پدر و مادر و تجربه دو خواهرش که پیشتر برای یادگیری زبان انگلیسی به بامیان رفته بودند، او را به رفتن به این ولایت تشویق کرد. خانوادهاش از تصمیم او حمایت کردند تا در کنار ادامه تحصیل، در کورسهای آموزشی نیز شرکت کند. فریما اکنون هم درس میخواند و هم با راهاندازی دکانی کوچک، برای گسترش مهارتهایش و کسب درآمد تلاش میکند.
محرومیت از آموزش در کنار کمبود امکانات اولیه
مشکلات دایکندی به محدودیتهای آموزشی و اجتماعی زنان ختم نمیشود. فریما میگوید کوهستانیبودن این ولایت و کمبود جادههای مناسب، دسترسی مردم به خدمات عمومی را دشوار کرده است. در حوزه بهداشت نیز، اگرچه در مرکز ولایت مراکز درمانی وجود دارد، امکانات در ولسوالیهای دورافتاده محدود است.
به گفته او، برخی مراکز درمانی از تجهیزات پیشرفته و پزشکان باتجربه برخوردار نیستند و زنان برای زایمان یا دریافت خدمات درمانی مناسب، ناچارند به مرکز ولایت مراجعه کنند. مسافتی که به دلیل وضعیت جادهها و شرایط جغرافیایی، میتواند دسترسی به مراقبتهای بهداشتی را دشوارتر کند.
فریما با اشاره به شرایط زنان در مناطق دورافتاده میگوید بسیاری از آنان پیش از محدودیتهای کنونی، همزمان در زمینهای کشاورزی کار میکردند و به تحصیل ادامه میدادند. او این زنان را نمونههایی از تلاش برای تغییر شرایط زندگی میداند؛ تلاشهایی که به باور او، با بستهشدن مراکز آموزشی و محدودشدن حضور اجتماعی زنان، با مانع روبهرو شده است.
«همیشه قوی بمانند و ادامه بدهند»
فریما هنگام بازگشت به دایکندی برای دیدار خانواده، از وضعیت دخترانی که پیشتر برای تحصیل و پیشرفت تلاش میکردند، اندوهگین میشود. او میگوید: «بعضی اوقات وقتی با خواهرانم صحبت میکنم، گریه میکنم؛ چون دختران دایکندی در حال پیشرفت بودند و تلاش میکردند باسواد شوند و درس بخوانند.»
با وجود این شرایط، فریما تلاش زنان برای ادامه کار و یادگیری را نشانه تسلیمنشدن میداند و از زنان افغانستان، بهویژه دختران دایکندی، میخواهد امید خود را حفظ کنند: «همیشه قوی بمانند و ادامه بدهند. زنان افغانستان از هر در بستهای راهی برای خود ایجاد میکنند. افتخارآمیز است که در این شرایط به تلاش خود ادامه میدهند.»