فرزندآوری؛ از بحران اقتصادی تا آرزوی به تعویق افتاده
در میانه تداوم فشارهای اقتصادی، فرزندآوری برای بسیاری از زوجهای ایرانی به تصمیمی سخت و پرهزینه تبدیل شده است. از سوی دیگر این فشارها کیفیت تأمین نیازهای کودک را بسیار پایین آورده و خانوادهها، به ویژه زنان را با مشکلات متعددی روبهرو نموده است.
ژوان شریفزاده
بوکان- شیدا در ۳۶ سالگی با وجود اشتیاق زیادش برای مادر شدن، در شرایط اقتصادی کنونی آن را یک تصمیم سخت و پرریسک میداند. او نیز همانند میلیونها ایرانی، ازدواج و فرزندآوری را یک تصمیم لوکس توصیف میکند.
شیدا.خ مربی بدنسازی و در یک باشگاه مشغول به کار است. او با وجود کلاسهای خصوص و عمومی همچنان خانوادهی دونفرهشان را برای سومین عضو آماده نمیبیند :« شش سال است که ازدواج کردهام و سه سال است به بهدنیا آوردن بچه فکر میکنم اما وقتی هزینهها را تخمین میزنیم، تقریبا غیر ممکن به نظر میرسد. در حال حاضر من و همسرم با هم هزینههای زندگی را پرداخت میکنیم و اگر من مادر شوم نمیتوانم کار کنم و هزینههای بارداری، زایمان و خود نوزاد هم سرسام آور است. یکسالی است برای چنین موقعیتی در حال پسانداز کردن هستیم.»
در سالهای اخیر فرزندآوری برای بسیاری از جوانانی که توانستهاند ازدواج کنند، به یک برنامهی به تعویق افتاده یا حتی آرزوی نهان تبدیل شده است. مهمترین عامل تأثیرگذار بر تصمیم زوجهای ایرانی برای فرزندآوری، نه تغییر نگرش فرهنگی، بلکه فشارهای اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده و افزایش هزینههای پرورش کودک است. بسیاری از زوجها فرزندآوری را یک بحران اقتصادی میبینند. با این حال هستند کسانیکه که اکنون والدگری را در این شرایط دشوار تجربه میکنند.
هزینههای سنگین فرزند آوری
در حالی که دولتمردان ایرانی طی سالهای اخیر با تصویب قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» و ارائه مشوقهایی مانند وام فرزندآوری و کمکهای نقدی، تلاش کردهاند روند کاهش زاد و ولد را متوقف کنند، هیچ یک از این برنامهها نتوانسته است بار اقتصادی خانوادهها را سبک کند.
گرچه آمار رسمی و کلی از هزینه بزرگ کردن یک نوزاد در ایران منتشر نمیشود، برآوردهای مبتنی بر قیمتهای بازار در سال ۱۴۰۵ نشان میدهد هزینههای جاری یک نوزاد، شامل پوشک، شیر خشک، لوازم بهداشتی، لباس و مراقبتهای درمانی، میتواند بیش از ۱۰ ملیون تومان در ماه باشد و در صورت نیاز به شیر خشک تخصصی یا خدمات درمانی بیشتر، این رقم افزایش مییابد.
همچنین هزینههای تهیهی سیسمونی نوزاد نیز از ۶۰ میلیون به بالا شروع میشود و اگر هزینههای زایمان و مراقبت از بارداری و روز زایمان را نیز به این مبالغ اضافه کنیم احتمالا تنها برای شروع این راه باید نزدیک به ۱۵۰ میلیون تومان و بیشتر هزینه کرد.
مادرانگی در میانهی فشارها
گرانی و هزینههای سنگین پرورش نوزاد برای هر خانوادهای به شکلی خود را نشان داده است. هر گرانی نیز بار مراقبت از کودک را بر دوش زنان سنگینتر کرده است.
شیوا.ح، ۲۵ ساله که به تازگی زایمان کرده است، تهیهی وسایل کودک را از پر چالشترین مسائل خانواده میداند: «برای خرید برخی از وسایل نوزاد مجبور شدیم از برنامه دیوار و سمساریها، وسایل دست دوم بگیریم. بعضی از وسایل را هم از بستگانمان گرفتیم که دیگر به آن نیاز نداشتند. در کل مجبور به حذف بسیاری از وسایل و یا خرید وسایلی با کیفیت متوسط شدهایم.مثلا ترجیح دادیم کهنه شوی بچه نخریم و لباسهای بچه را جداگانه با دست بشوییم، یا بجای خرید شیشه شیر ضد کولیک، فعلا یک شیشه شیر معمولی خریدهایم.»
کازیوه.د نیز که نوزادش سه ماه دارد از مشکلات چنین میگوید: «برای صرفه جویی در هزینهها فقط وقتی بیرون از خانه یا مهمانی هستیم، بچه را پوشک میکنم. برای سایر وقتها از کهنه استفاده میکنم. هزینهها بسیار بالاست. هر بار باید دعا کنیم که فرزندم بیمار نشود چون ویزیت پزشک و یک آزمایش ساده میتواند سه یا چهار میلیون هزینه داشته باشد. در این سه ماه برای خرید شیر خشک خارجی مخصوص و وسایل نوزاد مجبور شدم تنها سرمایهام که یک تکه طلا بود را بفروشم تا با مشکل روبهرو نشویم.»
داشتن فرزند فقط هزینه امروز نیست
در شرایطی که حتی بسیاری از داروها و واکسنهای اولیه نوزادان، شیر خشک و ... با کمبود روبهروست، بسیاری از ساکنان جغرافیای ایران نه تنها نگرانی هزینههای نوزاد، بلکه دلهرهی ناتوانی در تأمین آینده او را دارند. بسیاری از زوجها تصمیم خود را تنها بر اساس هزینههای دوران نوزادی نمیگیرند، بلکه هزینههای سالهای بعد، از آموزش و کلاسهای کمکآموزشی گرفته تا درمان و مسکن، در تصمیمگیری آنان نقش تعیینکننده دارد این در حالیست خانوادههایی که هم اکنون صاحب فرزند شدهاند، زیر بار فشارهای اقتصادی شرایط دلهره آوری را در امروز و نیز در فکر فردا تجربه میکنند.