عملكرد دولت یازدهم در حوزهی زنان
تبعیض جنسیتی بارزی که هم در دولت و هم بر جامعه حاکم میّباشد را به هیچ شیوهایی نمیتوان از دیدها پنهان داشت.!!!
مرکز خبر
چنانکه هر دولتی تنها در راستای اهداف دولت خویش و اقتدارشان زنان را همچون ابزاری کلیدی بکار میگیرند، دولت یازدهم یعنی دولت روحانی نیز به وظیفهی اقتدارمابانه و مردمابانهی خویش عمل کرد. وعده و وعیدهای داده شده به زنان تنها در روزهای قبل از انتخابات باقی ماند و گرد و غبار ۴ و یا ۸ سالهی انتخابات و عملکردهایش را خورده تا دورهی بعد. زنان هم دلخوشی در اینباره از دولت روحانی ندارند و چندان هم امیدوار نیستند. در این گزارش سعی داریم که به سخنان زنان مسئول در دولتهای او، نمایندگان پیشین مجلس و بعضی فعالان حقوق زنان اشارهایی داشته باشیم.
شهیندخت مولاوردی، معاون زنان و خانوادهی رئیسجمهوری در دولت یازدهم گفته در دولت روحانی، دفتر رئیسجمهوری از خدا خواسته بود که او از دولت برود و قانون منع به کارگیری بازنشستگان، بهانهی خوبی بود. او از ناکامیهای زیادی نام برده که در دولت اعتدالی تجربه کرده است:
«موضوع بیمهی زنان خانوار را در قالب چهار لایحه، نظام جامع تأمین اجتماعی و بیمههای چندلایحه به دولت دادیم اما هیچ کدامشان به نتیجه نرسید. یادم میآید یک بار در کمیسیون اجتماعی دولت بودیم، یکی از وزرا آمد کنار من و گفت برای چه میخواهید زنان خانهدار را بیمه کنید؟ اینها از صبح تا شب در خانه میخورند و میخوابند، چه دلیلی برای بیمه شدنشان هست؟ این در حالی است که این موضوع جزو وعدههای صریح آقای رئیسجمهور بود.»
موارد دیگری وجود داشت. مثلا زمانی که کمپین ارمغان آزادی برای آزادی زندانیان زن جرایم غیرعمد راه انداخته بودیم، یکی از وزرا گویا به شوخی گفته که این چه کاری است میکنید؟ بقیهی زنها را هم باید ببرید زندان. و چنان که متوجه هستیم بعضی وقتها شوخی شوخی مباحث و نظرات جدی مطرح میشود. موقع رایگیری هم همین نگاه مردانه، کار خودش را میکند.
و از طرف دیگر خانم مولاوردی به مواردی همچون مادهی ۲۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست اشاره دارد و گفته که این مورد هم همچون دیگر موارد برای آینده و دولت بعدی باقی مانده و تحت نام هزینهبردار است، همچون کاری غیرضروری و حاشیه بدان نگریستهاند. این در حالی میباشد که آنها حتی در کابینه بعنوان یک زن حق رای نداشته و هر پیشنهادی از طرف زنان شاید هم از نظر آنها خندهدار و مضحک به نظر آید، زنان در دولت مسلما همیشه اقلیت بوده و کار و پروژههای آنها همچون کارهای پیش پاافتاده و غیرضروری بدان نگریسته میشود.
مورد دیگری که بدان اشاره داشتهاند؛ مادهی ۱۸ قانون گذرنامهی برای خروج زنان از کشور میباشد و این مورد را همچون فروپاشی و برهم زدن نظم خانواده توصیف کردهاند. خانم مولاوردی اگر چه یک زن دولتی باشد اما مسلما او هم از حق و حقوق زنانهی خویش در دولت محروم بوده و چنانکه خویش بدان اشاره دارد حتی خود او هم بدون گواهی همسرش که در دفترخانهی دیگری باید انجام گیرد، اجازهی خروج ندارد.
معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور نگرش متفاوتتری به مسالهی زنان در ایران و دولت روحانی دارد. به ایدهی ایشان خشونت علیه زنان در ایران چندان جدی نیست چرا که زنان ایرانی در مقایسه با زنان کشورهایی مثل فرانسه، آن شدت مشکلات را ندارند.
مسلما خانم معصومهی ابتکار از جمله زنانیست که سعی دارد وظیفهی زنبودنی را که دولت و ذهنیت مردسالار خواهان آن میباشد، بخوبی ادا نماید. امور زنان و خانواده اگر تحت کنترل متاسفانه زنانی همچون معصومهی ابتکار باشد، نه وضعیت زنان و نه خانوادهها از آنچه که هست بهتر نخواهد شد، بالعکس بیشتر به وخامت میگراید و نمونهی امروزی خانوادهها و فروپاشی آن بارز و آشکار میباشد و نقشی اساسی در بحران اجتماعی داشته و دارد. خشونت را اگر بخواهیم با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم، حال زنان و خانوادههای ایرانی فاجعه خواهد بود. یعنی به گفتهی معصومه ابتکار زنان ایرانی باید روزی هزار بار شکر کنند که هنوز حق زنده ماندن دارند و زنده هستند.!!!
فائزهی هاشمی نیز در اظهارات خویش عملکرد دولت روحانی را مورد انتقاد قرار داده است:
«وزارت ارشاد در موضوع همخوانی و تکخوانی زنان نگاه پیشرویی ندارد. حساسیت در این مورد روز به روز بیشتر از گذشته میباشد.»
خانم هاشمی در موردی دیگر به تعداد کم مدیر کل زن در آموزش و پرورش اشاره دارد. جنسیتی بودن مباحث درسی و غیردرسی را مورد انتقاد قرار داده است و ادامه داد: «این چند سال محتوای کتابهای درسی با تبعیضی که در دروس دخترها و پسرها مثلا در کتاب مدیریت خانواده پایهی دوازدهم ایجاد کردند، فاجعه شد. زنها را فقط برای در خانه ماندن مناسب معرفی کنیم و مردها را همهکاره بدانیم.» تبعیض جنسیتی در دانشگاهها و گذاشتن سهمیهی جنسیتی برای بالا نرفتن آمار دختران دانشجو که در دورهی احمدی نژاد شروع شد و امروزه نیز همچنان ادامه دارد را مورد انتقاد قرار داد و او هم بعنوان یک زن دولتی شاید اصلاحطلب باشد اما متاسفانه او هم کاری بجز آه و تاسف نتوانست برای زنان انجام دهد.
زهرا شجاعی، رئیس پیشین مرکز امور مشارکت زنان و خانواده هم به عملکرد دولت روحانی چنین اشاره نموده:
«آقای روحانی اساسا باور قلبی و اعتقاد به امور زنان نداشت و وعدههای متعددی که به ۵۱ درصد رایدهندگان یعنی زنان داده بود، وعدههایی صرفا تبلیغاتی بود.» همچنان نگاه غیر روشنفکرانهی روحانی به مسائل زنان و سکوت روحانی به برخی موارد را هم مورد نقد و ارزیابی قرار داد.
پروانه سلحشوری، نمایندهی پیشین مجلس هم گفته با وجود تلاشهای اعضای فراکسیون زنان برای رای آوردن حسن روحانی در انتخابات۱۳۹۶، او حتی یک بار هم با این اعضا جلسهای برگزار نکرد.
در جایی نیز اشاره نموده که رای آوردن حسن روحانی در خوزستان نتیجهی تلاش زنان بوده که باعث شده بالای ۶۰درصد رای بیاورد. و اظهار پشیمانی نموده که برای سرکار آمدن روحانی تلاش نمودهاند و باور نداشتند که این همه خلف وعده اتفاق بیفتد و احساس ناامیدی خویش را از دولت کنونی روحانی بیان کردهاند.
مسلما این اظهار پشیمانی تنها فکر و ایدهایی مختص به پروانه و زنانی امثال او نیست، اگر صد در صد جامعه هم نباشد، ۹۹ درصد جامعه و بخصوص زنان دیگر به این نتیجه رسیدهاند دولت برای رسیدن به قدرت از زنان استفادهی ابزاری و تبلیغاتی نموده و تنها برای رسیدن به اهدافش آنها را بکار میگیرند. حتی خود زنان دولتی نیز ــ بجز قسم محدودی ــ بخوبی متوجه تبعیضهای جنسیتی در دولت شده و وجود خویش را تنها فرمالیته و شکلی میدانند و نیک میدانند که زن بودن آنها در مجلس و کابینه و وظایف دیگر تنها جنبهی سمبلیک داشته و دولت جمهوری اسلامی ایران به این شیوه سعی دارد به کشورهای خارجی بفهماند که زنان حق رای دادن و رای گرفتن دارند و گویا کشوری برابرخواه میباشد، اما واقعیت مساله چیز دیگر بوده و